close
چت روم

مشاوره تلفنی درمان بیماری ها متخصص گیاهان دارویی و طب سنتی حکیم محمد صدیقی

– 09120580638-02165114469–09155077358 – 

مشاوره طب سنتی انلاین در تلگرام

ایدی پاسخگو سوالات پزشکی  @Kh_sedighi
    کانال طب سنتی
https://telegram.me/atarishahjahan

و درمان تمام بیماری ها در طب سنتی و گیاهان داروی

مشاوره 09120580638 - 09155077358

از جمله درمان های:

جنسی+ چاقی و لاغری+دیابت+الزایمر+نازایی+سنگ کلیه+لک های صورت

+سردرد های شدید+دیسک کمر و رگ سیاتیک+پوکی استخوان+تقویت کننده اعصاب،آرام بخش،تقویت کننده قلب،ضدانگل قوی،تصفیه کننده خون.

و درمان معده+درمان تقویت حافظه+درمان یائسگی+درمان...

√ رفع سنگ کلیه.سنگ مثانه.سنگ کیسه صفرا
درمان عفونت و کیستها
√درمان سردرد های میگرنی و سینوزیتی
√درمان بیماری های قلبی و عروقی وتصلب شرائین و واریس
√ درمان آسم و تنگی نفس
√درمان گیاهی مغز و اعصاب و ضد افسردگی
√درمان بیماری پوستی و اگزما
√درمان درد مفاصل و استخوانی و عضلات
سیاتیک رفع ورم عضلات و نقرص 
√رفع بواسیر و شقاق مقعد،سندروم روده،رفع یبوست و اسهال
√رفع ورم معده و روده،ضد نفخ،درمان سوهاضمه و گوارش
√درمان کاهش چربی خون،کلسترول خون،قند خون(دیابت)،فشار خون
√جلوگیری از ریزش مو و تحریک رشد مو سر و ابرو
√رفع پلاک میکروبی دندان و ضد التهاب لثه و حفره دهان
√درمان بیماری های دستگاه تناسلی(نازایی.و قاعده اور)
و درمان پروستات 
√افزایش شیر مادر،تسکین درد های قاعدگی و انواع بیماری زنان
√برطرف‌کردن بوهای نامطبوع بدن
√تقویت نیرو جنسی و بازگشت نیروی جوانی
√برطرف کردن کم خونی

+دمنوش های مفید+عرقیات مفید+ و هر بیماری دیگری..

درمان با گیاهان دارویی و طب سنتی
حکیم محمد صدیقی
تهران و کرج حضوری میتونید تشریف بیارید وشعبه گیلان رو هماهنگ کنید
شهرستان ویزیت تلفنی و ارسال ازمایشات
در تلگرام واتس اپ و سروش
  09120580638-02165114469–09155077358  
 
تنگ کننده واژن با دارو گیاهی ماریانا
کلیک کن روی لینک
حجم دهنده طب سنتی روغن خراطین
   
پودر گیاهی چربی سوز و ضد اشتها 
 
    
درمان نازایی با گیاهان دارویی و طب سنتی
 
 
 
 
عطاری شاه جهان حکیم محمد صدیقی
 
 
 
 
 
 عطاری شاه جهان محمد صدیقی
حکیم محمد صدیقی 
 
 
 
 
متفرقه دینی
loading...

نیک نگار بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی

متفرقه دینی

خوش آمدید به سایت نیک نگار

با عرض سلام خدمت شما بازدید کننده محترم


خوش آمدید به سایت نیک نگار


به علت به روز بودن سایت پیشنهاد می شود از تمامی صفحات سایت دیدن کنید یا برای جستجوی بهتر از بخش موضوعات سایت استفاده کنید


سایت نیک نگار با تمامی سایت ها تبادل لینک میکند برای نبادل لینک میتوانید از تبادل لینک اوتوماتیک استفاده کنید


 لطفا جهت حمایت از ما، ما را از نظرات و پیشنهادها و انتقاد ها از بخش نظرات آگاه سازید و همچنین می توانید با عضویت در سایت ما را یاری کنید.


برای تبادل بنر از تماس با ما استفاده کنید


برای گذاشتن تبلیغات در سایت از تماس با ما استفاده کنید یا به شماره 09391479581 پیامک بزنید آدرس ایمیلم هم bn.norozi1995@yahoo.com


نام هر شب محرم بنام کدام شهید کربلاست؟ -نیک نگار

نام هر شب محرم بنام کدام شهید کربلاست؟

آفتاب محرم برمی اید و کربلای دل را در پرتو خود می سوزاند. سرخی بیرق ایستادگی از گلدستة دست ها بالا می رود و در باد به حرکت در می اید.

عطر شهادت مشام را می نوازد و چشم ها در انتظار طراوت اشک به تماشا می نشیند. عقربه زمان روی نقطة پنجم عشق قفل می شود. خواب ها از چشم های خسته می گریزد و حسینیة سینه ها سیاه پوش می شود. آری محرم شده و انتظار لباس های مشکی به سر آمده است. این شب ها باید به سوگ نشست. هر شب به سوگ ستاره ای از آسمان حسین(ع) .

هر یک از شب های محرم به نام یکی از شهدا یا شخصیت ها یا وقایعی مرتبط با جریان کربلا نام گذاری شده است. نام گذاری این شب ها با گذشت زمان صورت گرفته و واضع خاصی ندارد. این کار از طرف مداحان و ذاکران اهل بیت و بر اساس جایگاه شهیدان کربلا، نزدیکی هر یک از آنها به نقطه وحدت بخش کربلا یعنی امام حسین(ع) و هم آهنگی شور و التهاب مراسم و روضة آنان با مرکز شورآفرین شب عاشورا صورت گرفته است.

شب اول: مسلم بن عقیل
مسلم، نخستین شهید واقعة کربلاست. شهادت او کمی پیش تر از حادثه کربلا رخ داده است و شب نخست ماه محرم به پاس فداکاری و جان فشانی های این سفیر شهید راه سرخ، شب حضرت مسلم بن عقیل نام نهاده شده است. مسلم الگوی محبت و وفاست. او عاشقی دل باخته بود که تا آخرین لحظه از عشق پاک خود به حسین(ع) دست بر نداشت و در اوج بی وفایی کوفیان به مولایش وفادار ماند.

شب دوم: ورود به کربلا
امام حسین(ع) روز دوم محرم سال 61ه ق به سرزمین کربلا وارد شد. به خاطر همین روز دوم محرم، روز ورود به کربلا نام گذاری شده است. روز دوم، نماد پایداری است. اباعبدالله الحسین(ع) از همان آغاز حرکت با حوادث گوناگونی روبه رو شد. از بی وفایی کوفیان گرفته تا تعقیب شدن از سوی سپاهیان دشمن. با این حال از ادامة راه منصرف نشد و هم چنان استواری ورزید. حسین(ع) آموزگار بزرگ پایداری است.

شب سوم: حضرت رقیه(س)
رقیه(س) دردانة سه ساله حسین بن علی(ع) است. نام مبارک او در بعضی از کتاب های تاریخی و مقاتل نقل شده است و برخی دیگر مانند ریاض الاحزان از او با نام فاطمه صغری یاد کرده اند. رقیه(س) در روز سوم صفر سال 61ه ق در سفر اهل بیت به شهر شام از دنیا رفته است. شاید نام گذاری روز سوم محرم به نام این بانوی کوچک به این انگیزه بوده که در گرماگرم عزاداری دهه اول، از مظلومیت او یادی شود.

حضرت رقیه الگوی تربیت صحیح است. با تدبر در جملات کوتاهی که او هنگام دیدن سر بریدة پدر به زبان آورده به خوبی می توان دریافت که این کودک از چه معرفت والایی برخوردار بوده است.

 شب چهارم: حضرت حرّ(ع)
شب چهارم عزاداری محرم اختصاص به یکی از شهیدان سربلند کربلا یعنی حربن یزید ریاحی دارد. البته این شب را به فرزندان حضرت زینب نیز منسوب کرده اند. حر الگوی توبه و حقیقت جویی است. او در آغاز برخورد با امام حسین(ع) چنین جایگاه وارسته ای نداشت و به گفتة خودش مأمور بود و معذور! اما ادب و تواضع حر در مقابل سالار شهیدان، سبب رهایی او شد. حر با ژرف بینی، حق را بر باطل ترجیح داد و پیشانی پشیمانی بر سجده گاه توبه فرود آورد. حر، جذاب ترین الگوی توبه برای خطاکاران است.

شب پنجم: حضرت زهیر(ع) و...
این شب مانند شب چهارم میان چند شهید کربلا مشترک است. شب پنجم به حبیب بن مظاهر و حضرت عبدالله بن حسن کودک هشت سالة امام مجتبی(ع) نیز منسوب است. عبدالله(ع) در شمار آخرین شهیدانی بود که پیش از شهادت امام حسین(ع) در ظهر عاشورا به شهادت رسید.

زهیر، الگوی عاشقی کربلاست. او تا چند روز پیش، از دیدار حسین(ع) هراس داشت، اما پس از آن که به خیمه امام گام نهاد، هراسش به عشقی جاودانه بدل شد. بارقه نگاه حسین(ع) چنان در جانش اثر کرده بود که از همه هستی خود گذشت و از دنیا و خانمان گسست. او در این راه چنان پیش رفت که به یکی از فرماندهان سپاه آن حضرت تبدیل شد.

شب ششم: حضرت قاسم(ع)
شب نوجوانان عاشورایی، شب روضه قاسم بن الحسن(ع) . وقتی امام حسین(ع) سخن از شهادت یارانش به میان آورد، نوجوان سیزده ساله کربلا از عمو پرسید: عموجان ایا من نیز به فیض شهادت نائل می شوم؟ امام او را به سینه چسباند و فرمود: فرزندم مرگ را چگونه می بینی؟

قاسم پاسخ داد: از عسل شیرین تر!
شهادت طلبی قاسم(ع) و پا فشاری او برای رسیدن به مقصود، زیباترین الگو را برای رهروان خط سرخ شهادت رقم زد.  شب هفتم: حضرت علی اصغر(ع)
علی اصغر(ع) فرزند کوچک امام حسین(ع) و حضرت رباب دختر امرءالقیس است که با تیر سه شعبة حرمله بن کاهل اسدی به شهادت رسید. مصیبت علی اصغر(ع) برای حسین(ع) جان فرسا بود چنان که گریست و به خداوند عرض کرد: خدایا خودت میان ما و این قوم داوری کن. آنان ما را فرا خواندند تا یاری کنند ولی برای کشتن ما کمر بسته اند. در این لحظه ندایی از آسمان رسید که: ای حسین(ع) در اندیشه اصغر(ع) مباش، هم اکنون دایه ای در بهشت برای شیر دادن به او آماده است. شب هفتم، شب رضاست. حسین(ع) بهترین الگوی پایداری و رضآیت است. او پس از تحمل شهادت همه یاران و جوانانش، کودک شیرخوار خود را به میدان آورد. هنگامی که علی اصغر نیز فدا شد بر قضای الهی گردن نهاد و خطاب به خداوند گفت: ای خدا! چون تو این صحنه ها را می بینی تحمل این مصیبت ها بر من آسان می شود.

شب هشتم: حضرت علی اکبر(ع)
علی اکبر(ع) نخستین فردی بود که از بنی هاشم به میدان رفت. او فرزند بزرگ امام است و نزدیک ترین فرد به ایشان. چون غربت پدر را در میان خیل گرگ های خون آشام کوفه و شام می بیند، از همه یاران و افراد خاندان پیشی می گیرد و خود را در راه آرمانی فدا می کند. او گام به میدان می نهد تا حجت را تمام کند و شوق رسیدن به فیض شهادت را در دل یاران حسین(ع) قوت بخشد. علی اکبر(ع) الگوی سبقت گرفتن در شهادت است.

شب نهم: شب تاسوعا
ستاره 34 ساله آسمان کربلا و بزرگ ترین یار و یاور حسین(ع) . عباس یعنی چهره درهم کشیده و این نام نشان از صلابت و توانمندی سقای کربلا دارد. او فرزند علی(ع) و برادر حسین(ع) بود، با این حال هرگز برادر خود را به نام صدا نزد. عباس(ع) این ادب و فروتنی را تا لحظه آخر بر خود واجب می دانست. او بهترین الگوی رشادت بود. زیرا پرچم دار سپاه بود و پرچم را به دست رشیدترین و شجاع ترین افراد لشگر می سپارند. او به اندازه ای محو یار شده بود که بر امواج دل انگیز آب روان، لب های خشکیده محبوب خود را در نظر آورد و داغ تشنگی را از یاد برد. رشادت، وفاداری و فروتنی عباس(ع) یکی دیگر از برگ های زرین عاشورا است که همه را به شگفتی واداشته است.

شب دهم: شب عاشورا
شب حسین بن علی(ع) الگوی آزادگان جهان. شهامت، ایثار، بردباری، تسلیم، رضا، وفا، فروتنی، شجاعت و پایداری امواج اقیانوس بی منتهای حسین است. اگر این قیام چنین درون مایه ارزشمندی از فضایل انسانی را نداشت، این گونه بر پیشانی تاریخ نمی درخشید. عاشورا این گونه توانست حصار زمان و مکان را درهم شکند و تاریخ را درنوردد.

 

 

 

 

behruz بازدید : 52 12 / 08 / 1392 زمان : 2:53قبل از ظهر نظرات ()

جادوگرانی که مۆمن بودند !! _نیک نگار

چرا قرآن در برخی آیات، ساحران را مۆمن به موسی(علیه السلام)می‌شمرد ولی در برخی آیات دیگر، آنها را در زمره مۆمنان به موسی(علیه السلام)ذکر نکرده است؟

بنابر آیات قرآن کریم، موسی(علیه السلام)در دوران رسالت خویش نزد فرعون رفته و از او خواست بنی اسرائیل را همراه او بفرستد.

قرآن، گفت‌وگوی این دو و معجزاتی که موسی(علیه السلام)در آنجا نشان داد و حوادث بعد از آن‌را این‌گونه تشریح می‌کند: «سزاوار است که درباره خدا سخنى جز حق نگویم. بی‌تردید من دلیلى روشن [بر صدق رسالتم‏] از سوى پروردگارتان براى شما آورده‌ام، [از حکومت ظالمانه‌ات دست‏ بردار] و بنى اسرائیل را [براى کوچ کردن از این سرزمین‏] با من روانه کن. [فرعون‏] گفت: اگر [در ادعاى پیامبرى‏] از راستگویانى چنان‌چه معجزه‌اى آورده‌اى آن‌را ارائه کن.

پس موسى عصایش را انداخت، پس به ناگاه اژدهایى آشکار شد. و دستش را از گریبانش بیرون کشید که ناگاه دست براى بینندگان سپید و درخشان گشت.

اشراف و سران قوم فرعون گفتند: قطعاً این جادوگرى [زبردست و] داناست. می‌خواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند اینک [درباره او] چه رأى و نظرى می‌دهید؟ گفتند: [مجازات‏] او و برادرش را به تأخیر انداز و نیروهاى گردآورنده را به شهرها روانه کن. تا هر جادوگرى دانا را به نزد تو آورند. و جادوگران نزد فرعون آمدند [و] گفتند: آیا اگر پیروز شویم، حتماً براى ما پاداش و مزد قابل توجهى خواهد بود؟ گفت: آرى، و یقیناً از مقرّبان خواهید بود.

جادوگران گفتند: اى موسى! یا تو [چوب دست خود را] بینداز، یا این‌که ما می‌اندازیم. [موسى‏] گفت: شما بیندازید. هنگامى که انداختند، چشم‌هاى مردم را جادو کردند و آنان را سخت ترساندند، و جادویى بزرگ و شگفت‌آور به میان آوردند.

و به موسى وحى کردیم: عصایت را بینداز. ناگهان آنچه را جادوگران به دروغ بافته بودند، به سرعت بلعید! پس حق ثابت شد و آنچه را همواره جادوگران [به عنوان سِحر] انجام می‌دادند، باطل و پوچ گشت.

پس [فرعونیان‏] در آنجا مغلوب شدند و با ذلت و خوارى بازگشتند».[1] این قضیه موجبات شکست و سرافکندگی فرعونیان را همراه داشت. اما مهم‌تر از شکست فرعونیان، ایمان آوردن ساحران بود. قرآن در چند مورد و تقریباً با عباراتی مشابه ایمان آوردن ساحران فرعون را بیان می‌کند:

«پس جادوگران [از هیبت و عظمت این معجزه که یافتند کارى خدایى است نه جادویى‏] به سجده افتادند. و گفتند: ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم، پروردگار موسى و هارون».[2]

مشابه این آیات در سوره‌های دیگر نیز تکرار شده است.[3]

بنابر این، آیات قرآن صراحت در ایمان آوردن ساحران فرعون دارد. ایمان آنها به حدّی محکم و استوار بود که وقتی با تهدید جدّی و وحشتناک فرعون مواجه می‌شوند، او را مخاطب قرار داده و می‌گویند: «ما هرگز تو را بر دلایل روشنى که به سوى ما آمده و بر آنکه ما را آفرید، ترجیح نمی‌دهیم؛ پس هر حکمى را که می‌توانى صادر کن، تو فقط در این زندگى دنیا مى‌توانى حکم کنى. بى‌تردید ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا خطاهایمان و آن جادویى که ما را به آن واداشتى بر ما بیامرزد و خدا بهتر و پایدارتر است».[4]


اما آیه دیگری وجود دارد که در ظاهر با ایمان داشتن ساحران منافی است. ابتدا این آیه را به همراه تفسیرش ذکر می‌کنیم و سپس به بیان عدم تنافی این آیات می‌پردازیم. این آیه چنین است: « فَمَا آمَنَ لِمُوسَى إِلاَّ ذُرِّیَّةٌ مِّن قَوْمِهِ عَلَى خَوْفٍ مِّن فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَن یَفْتِنَهُمْ وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِی الأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ »؛[5] پس [در ابتداى کار] کسى به موسى ایمان نیاورد، مگر فرزندانى [انگشت شمار] از قومش آن هم با ترسى [شدید] از فرعون و اشراف آن قوم که مبادا فرعونیان آنان را شکنجه و عذاب دهند و مسلّماً فرعون در سرزمین مصر برتری‏خواه، و [در گناه، معصیت و ستم‏] از اسراف‏کاران بود.

در مورد معنای ذریه، گفتارهای بسیاری وجود دارد. از جمله این‌که «ذرّیة» به فرزند و نسل معنا شده است.[6]

همچنین تعدادی «ذرّیة» را به معنای گروهی از قبیله تفسیر کرده‌اند.[7] برخی از مفسران نیز در تقریر معنای «ذریة» آورده‌اند: «این گروه کوچک و اندک که به مقتضاى ظاهر کلمه ذریة، بیشتر از جوانان و نوجوانان تشکیل مى‏شدند ... ».[8]

در این‌که ضمیر در «مِّن قَوْمِهِ» به چه کسی برگشت می‌کند، و منظور از «ذرّیة» چه گروهی است؛ میان مفسران  دیدگاه‌هایی مطرح شده است:

1. برخی از مفسّران معنای «ذُرِّیَّةٌ مِّن قَوْمِهِ»، را تعدادی از خاندان فرعون دانسته‌اند که به موسی(علیه السلام)ایمان آورده بودند؛ افرادی مانند مۆمن آل فرعون، همسر فرعون و ... بنابر این معنا، ضمیر در «قَوْمِهِ» به فرعون برگشت داده می‌شود، البته لفظ فرعون در متن ذکر نشده است، اما در آیات قبل بدان تصریح شده؛ لذا می‌توان ضمیر را به آن ارجاع داد.[9]

2. تعدادی از مفسّران ضمیر در «قومه» را به موسی(علیه السلام)برگشت داده و در نتیجه تعدادی از بنی اسرائیل را در تفسیر «ذُرِّیَّةٌ مِّن قَوْمِهِ» ذکر کرده‌اند: منظور از جمله «ذُرِّیَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ» بعضى از افراد ضعیف و طبقه ناتوان بنى اسرائیل است، و اما بزرگان و اشراف و توانگران بنى اسرائیل ایمان نیاوردند. اعتبار عقلى هم مۆید این ظهور است.[10]

3. برخی از مفسران منظور از اینان را جمعی از افراد دانسته‌اند که هم به موسی(علیه السلام)منسوب هستند و هم به فرعون: «مراد از ذریه که به موسى ایمان آوردند آنهایى هستند که مادرانشان از بنى اسرائیل و پدرانشان از طایفه فرعونیان می‌باشد و ایشان پیروى کردند از خویشان مادرى».[11]

برخی از مفسران این نظریه را به عنوان یک احتمال مطرح کرده‌اند: «إِلَّا ذُرِّیَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ مگر طایفه‏اى از قوم فرعون که آنها جماعتى بودند که مادر ایشان از قوم بنى اسرائیل بودند و پدران ایشان از قبیله قبط و یا آنها جمعى بودند از قبطیان مثل آسیه زن فرعون و حزقیل و خازن فرعون و زوجه آن خازن و مشاطه که فرعون را به جواهر و لآلى زینت می‌داد».[12]

البته در مرجع ضمیر «‌مَلَایْهِمْ» نیز اختلافاتی وجود دارد که بر اساس تفاسیر فوق شکل گرفته است و در اینجا نیازی به بیان آن نیست.

حال با این توضیحات این پرسش به وجود می‌آید که چرا ساحران که به بیان قرآن، مۆمن به خداوند شده بودند، در زمره این افراد قرار نگرفتند و خداوند نامی از آنها نمی‌برد، در حالی‌که این آیه بعد از بیان ایمان آنها آورده شده است.

 

بهترین و دقیق‌ترین جواب داده شده این بیان است که؛ آیه مذکور تنها در مقام بیان اولین ایمان آورندگان به موسی(علیه السلام)می‌باشد که در ابتدای رسالت موسی(علیه السلام)بوده است؛ بنابر این محتوای آیه منافاتی با ذکر نشدن اسم ساحران ندارد. این معنا را برخی از مفسران به صراحت بیان کرده‌اند: «بعد از معجزه اژدها شدن عصا، تمام ساحران و تعداد بسیاری از مردم به موسی(علیه السلام)ایمان آوردند، اما قبل از این معجزه تنها تعداد معدودی از جوانان بنی اسرائیل به موسی(علیه السلام)ایمان آوردند ... آنها هم از فرعون و هم از بزرگان قوم خود می‌ترسیدند که آنها را مجبور به برگشت از دین موسی(علیه السلام)کنند».[13]

این بیان از ظاهر تعدادی از تفاسیر نیز به دست می‌آید که این قسمت «فَما آمَنَ لِمُوسى‏ إِلَّا ذُرِّیَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ» را به ابتدای رسالت موسی، برگشت داده‌اند.[14]

همچنین حرف «فاء» که در ابتدای آیه آمده، فاء نتیجه نیست تا به وسیله آن تأخر زمانی این آیه بر معجزه موسی(علیه السلام)و سحر ساحران را به دست آورد، بلکه فاء عاطفه است[15] و نمی‌توان از آن چنین استنباطی را داشت.

اما اگر این آیه را در مورد اولین ایمان آورندگان ندانیم، که نظر بیشتر مفسران نیز همین می‌باشد؛ باز هم اشکالی از بابت ذکر نکردن ساحران به وجود نمی‌آید؛ زیرا این احتمال وجود دارد که کلمه «مِنْ قَوْمِهِ» را متعلق به «ما آمَنَ» بدانیم که در این صورت معنا چنین می‌شود: از قوم موسی کسی به او ایمان نیاورد مگر گروهی اندک». بنابر این معنا، نیز اشکالی در آیه وجود ندارد؛ زیرا این آیه تنها در مورد مۆمنان از قوم موسی می‌باشد که ساحران از جمله آنان نیستند.

behruz بازدید : 32 شنبه 11 / 08 / 1392 زمان : 4:10قبل از ظهر نظرات ()

حاج منصور ارضی: گودال کربلا واقعه غدیر را زنده کرد _ نیک نگار

 مراسم جشن عید بزرگ غدیر با حضور جمع زیادی از شیفتگان امیرالمومنین(ع) در بیت الزهرا برگزار شد.

به گزارش عقیق در این مراسم پرشور پس از سخنرانی حجت الاسلام ملکی، حاج ابوالفضل بختیاری و حسن حسینخانی مدیحه سرایی کردند.

پایان برنامه نیز با سخنان و دعای حاج منصور ارضی همراه بود.
 در ادامه بخش های کوتاهی از سخنان حاج منصور ارضی را می خوانید. صوت کامل سخنرانی حاج منصور و مداحی این مراسم در ادامه قابل دریافت است.


ای بر همه اولیا ولی ادرکنی

ای سرخفی، نور جلی ادرکنی

ای مظهر غیرت و فتوت حیدر

یا حضرت مرتضی علی

بقیه در ادامه مطلب

behruz بازدید : 29 جمعه 03 / 08 / 1392 زمان : 7:9قبل از ظهر نظرات ()

پاسخ نوه ارشد حضرت امام به ادعاهای اشراقی _ نیک نگار

تولیت آستان مقدس حضرت امام خمینی(ره) با تأکید بر تقید رهبر کبیر انقلاب اسلامی به تمام جزئیات دین، گفت: در بحث موسیقی هم، امام شب‌ها که رادیوهای بیگانه را گوش می‌کردند، به محض آنکه صدای موسیقی از رادیو بلند می‌شد، آن را قطع می‌کردند.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی جماران، حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی صبح روز گذشته در آغاز جلسه درس اصول خود در مدرسه دارالشفاء قم، با اشاره به عید بزرگ غدیرخم و شخصیت والای امیرالمؤمنین(ع)، اظهار داشت: یکی از بحث‌های مهم در مباحث عرفان اسلامی، بحث «انسان کامل» است. از دیدگاه عرفا انسان کامل آینه تمام نمایی است که از ملک تا ملکوت را در خود تجلی می دهد و مانند یک گوهر نایاب در میانه هستی که یک وجهه حق و یک وجهه خلقی دارد، همه ویژگی ها را در خود جمع کرده است.
 
وی افزود: هرچه انسان بیشتر مطالعه می کند، بیشتر پی می برد که بعد از وجود مبارک پیامبر(ص)، اتمّ مصادیق انسان کامل، امیرالمؤمنین علی(ع) است و لذا اینکه تلاش کنیم در خدمت مکتب آن بزرگواران باشیم سعادتی بزرگ و امری ارزشمند است.
 
سید حسن خمینی با بیان اینکه از ویژگی های امیرالمؤمنین(ع) جمع شدن اضداد در شخصیت ایشان است، گفت: از یک طرف شجاعت علی(ع) زبانزد است؛ تا جایی که محمدبن حنفیه که خودش از قهرمانان عرب در آن زمان بود، نقل می کند که در هنگام اوج درگیری ها و شمشیرزنی ها در جنگ جمل، یکباره دیدم کسی پرچم را از دست گرفت و با شکافتن جمعیت به جلو رفت که آن فرد علی(ع) بود. از سوی دیگر ویژگی بارز آن حضرت، «زهد» است؛ کسی که در دوره خلافت خود و قبل از آن، توانایی انجام هرکاری را دارد، در اوج ساده‌زیستی زندگی می کند.
 
وی ادامه داد: «صبر و بردباری» دیگر خصلت امیر مؤمنان است و هرچه نگاه می کنیم مشاهده می کنیم که زندگی علوی از حیث صبر بی نظیر است. البته من فکر می کنم که ایشان، این صبر را در خانه پیغمبر(ص) یاد گرفته است؛ پیامبر(ص) در زندگی شخصی شان خیلی سختی کشیدند، اما صبر کردند. البته داستان های اوایل نبوت پیامبر(ص) کمتر نقل می شود؛ در آن زمانی که مشرکین بر سر نماز

بقیه در ادامه مطلب
behruz بازدید : 27 جمعه 03 / 08 / 1392 زمان : 6:58قبل از ظهر نظرات ()

داستان غدیر خم _ نیک نگار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

غدیر یك تفكر است
واقعه غدیرحادثه اى تاریخى نیست كه در كنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یك سرزمین نیست. یك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكایت مى كند. غدیر نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلایه داران امامت است.

آرى غدیر یك سرزمین نیست، چشمه اى است كه تا پایان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشیدى است عالمتاب.

داستان غدیر خم
سال دهم هجرت بود و پیامبر از آخرین سفر حج خود باز می‌گشت، گروه انبوهی كه تعدادشان را تا صد و بیست هزار رقم زده اند او را بدرقه می‌كردند تا این كه به پهنه بی آبی به نام غدیر خم رسیدند.

نیم روزهیجدهم ذی الحجه بود كه ناگهان پیك وحی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و از جانب خدا پیام آورده كه: «ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنین نكنی رسالت او را ابلاغ نكرده ای و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد» پیامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بیابان بی آب و در زیر آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبری از جهاز شتران برای پیامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روی به مردم كردند. ابتدا خدای را سپاس فرموده و از بدی های نفس اماره به او پناه جست و فرمود: ای مردم بزودی من از میان شما رخت بر می‌بندم، آنگاه می‌افزاید چه كسی بر مومنین در ارزیابی مصلحت هاو شناخت و تصرف در امور سزاوارتراست همه یك سخن می‌گویند خدا و پیامبر داناترند.

رسول گرامی‌می‌فرماید: آیا من به شما از خودتان اولی و سزاوارترنیستم و همگان یك صدا جواب می‌دهند كه چرا چنین است آنگاه فرمود: من دو چیز گرانبها در میان شما می‌گذارم یكی ثقل اكبر كه كتاب خداست و دیگری ثقل اصغر كه اهل بیت منند. مردم، بر آنان پیشی نگیرید و از آنان عقب نمانید. آنگاه دست علی (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا دیدند و شناختند سپس فرمود: خداوند مولای من و من مولای مومنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم.ای مردم هر كس كه من مولا و رهبر اویم این علی هم مولا و رهبر اوست و این جمله را سه بار تكرار كرد و چنین ادامه داد: پروردگارا، دوستان علی را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدایا علی را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران این خبر را به غایبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقی بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحی گوش جان محمد صلی الله علیه و آله را نواخت كه:‌ «امروز دینتان را برایتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پایان رساندم و اسلام را به عنوان دین برایتان پسندیدم» و بدین سان علی (ع) از جانب خداوند برای جانشینی پیامبر (ص) برگزیده شد.

سندیت واقعه غدیر خم
مرحوم علامه امینى در كتاب الغدیر خودنام راویان حدیث غدیر را به ترتیب زمان زندگى ذكر كـرده اسـت:
در میان اصحاب رسول خدا (ص ) 110 نفر،.
در میان تابعین 84 نفر،
در میان علماى قرن دوم هجرى 56 نفر،
در میان علماى قرن سوم هجرى 92 نفر،
در میان علماى قرن چهارم هجرى 43 نفر،
در میان علماى قرن پنجم هجرى 24 نفر،
در میان علماى قرن ششم هجرى 20 نفر،
در میان علماى قرن هفتم هجرى 21 نفر،
در میان علماى قرن هشتم هجرى 18 نفر،
در میان علماى قرن نهم هجرى 16 نفر،
در میان علماى قرن دهم هجرى 14 نفر،
در میان علماى قرن یازدهم هجرى 12 نفر،
در میان علماى قرن دوازدهم هجرى 13 نفر،
در میان علماى قرن سیزدهم هجرى 12 نفر،
در میان علماى قرن چهاردهم هجرى 19 نفر

حدیث غدیر در كتب معتبر اهل سنت از جمله در كتاب «مُسند»امام احمد حنبل،در «سنن» تِرمَذى، «مُسند احمد» و در «مُستَدرك» حافظ ابن عبداللّه حاكم نیشابورى به مضامین مختلف ذكر شده است.


مفهوم عید
هیجدهم ذی الحجه روزغدیر خم را مسلمین خصوصا شیعیان عید شمرده اند دانشمندان لغت و زبان‌شناسی عید را از مشتقات ماده"ع و د" به معنای بازگشت می‌دانند و در نوروز بازگشت حیات را به پیكر سرد گرامی ‌می‌دارند حیاتی كه در هجوم خزان به سردی می‌گراید و دربیداد سرمای زمستان تا مرز نیستی پیش می‌رود تا آنجا كه گویی هرگز نبوده است.

در مقام تطبیق این نكته با موازین مكتبی و مذهبی باید گفت عید آدمی‌بزرگداشتِ بازگشتِ حیاتِ معنویِ انسان است. در چنین باوری نوروز انسان روزی استكه وی به خویشتن باز گردد و گمشده‌اش را دریابد. مثلا در ماه مبارك رمضان آدمی‌بعد از سی روز جهاد و مجاهده با نفس سركش تمام ناخالصی‌های وجودش را ذوب می‌كند تا عبودیت ناب در آن تجلی كند و آنگاه عید فطر است. پس عید اسلامی‌بازگشت حیات است و تعیین آن بر عهده شرع اقدس. غدیر بنا بر این تفسیر هر دو شرط را دارد یعنی هم بازگشت به خوبشتن است.و هم از طرف شرع مشخص شده است.

غدیر بازگشت حیات دوباره اسلام است.علاوه اینكه عید غدیر تشریع هم شده است در زیر به نمونه هایی از روایاتی كه غدیر را عید شمرده‌اند اشاره می‌شود:فرات بن ابراهیم كوفی از امام صادق علیه السلام نقل می‌كند كه ایشان به نقل از پیامبر اكرم فرمودند«یوم غدیر‌خم افضل اعیاد امتی» روز غدیر بزرگترین عید امت من است. حسن بن راشد می‌گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم غیر از عید فطر و قربان برای مسلمانان عید دیگری هم هست؟ فرمودند: بلی و این عید از آن دو عید دیگر با فضیلت‌تر است. گفتم: كدام روز است؟ فرمود: روز هیجدهم ماه ذی حجه عید غدیر خم. عرض كردم: قربانت شوم در آن روز چه اعمالی انجام دهیم؟ روزه بگیرید بر محمد و آلش صلوات بفرستید ...... فرمودند: انبیا علیهم السلام روزی كه وصی خود را نصب می‌كردند امر می‌كردند كه آن روز را جشن بگیرند وقتی به سیره ائمه و پیامبر اكرم مراجعه می‌شود در می‌یابیم كه پیامبر و امیر مومنان و سایر ائمه با روز غدیر به عنوان یك عید برخورد كرده و مسلمانان را به تبریك و تهنیت گفتن به هم دعوت كرده‌اند امام حسن علیه السلام روز عید غدیر در كوفه مهمانی بزرگی برپا می‌داشتند.

امام علی با فرزندان و گروهی ازپیروانش بعد از نماز برای شركت در مجلس به منزل امام حسن علیه السلام می‌رفتند.و پس از اتمام مهمانی امام حسن علیه السلام هدایایی به مردم اعطا می‌فرمود.لذا این حركت امام حسن علیه السلام موجب شد مردم به روز عید غدیر عادت كنند.

behruz بازدید : 23 پنج شنبه 02 / 08 / 1392 زمان : 6:57قبل از ظهر نظرات ()

شیعیان به چه دلیل بر تربت سجده مي كنند؟ _ نیک نگار

 

 

 

سجده كردن,سجده,سجده رفتن,سجده كردن برخاک

سنت رسول الله (ص)، ائمه هدي (ع) و اصحاب و تابعين بر لزوم سجده كردن بر زمين و آنچه از آن مي رويد به جز خوردني ها و پوشيدني هاست و اينكه رسول خدا (ص) و اصحاب روي خاك نماز مي خواندند مورد قبول همه ي مذاهب است.

وهابيان سجده بر خاك يا تربت شهيدان را به معناي پرستش آنها و نوعي شرك مي‌شمارند و مي­گويند چرا روي مهر نماز مي­خوانيد؟ اين كار شرك و بت­ پرستي است، به همين جهت در مكه و مدينه حجاج شيعه را ازسجده بر روي مهر بر حذر مي‌دارند. در همين زمينه صالح فوزان عضو هيئت افتاي سعودي مي‌نويسد: سجده بر تربت اوليا اگر به قصد تبرك به تربت و تقرّب به اوليا باشد شرك اكبر محسوب مي‌شود و اگر مقصود تقرّب به خداوند متعال باشد با اعتقاد به اين كه اين تربت همانند زمين مسجدالحرام و مسجدالنبي و مسجدالاقصي فضيلت دارد بدعت در دين به شمار مي‌رود! [۱]

براي پاسخ به اين گروه بايد گفت كه وهابيان بين سجده براي خدا و سجده بر روي خاك پاك و تربت شهيدان خلط نموده اند وحكم يكي را بر ديگري بار نموده اند. زيرا آنچه را كه دين به آن فرامي خواند عبوديت در برابرخدا و سر تعظيم فرود آوردن و سجده نمودن فقط در برابر اوست. خداوند در قرآن مجيد مي‌فرمايد: ولله يسجد من في السماوات و الارض (رعد: ۱۵) «هر كس در آسمان‌ها و زمين است، براي خدا سجده مي‌كند»

بنا براين «سجود» مي‌بايست «لله» و براي خدا باشد اما اين سجودي كه از فرد مسلمان بويژه در نماز خواسته شده بر روي چه چيزي بايد باشد؛ آيا بر هر چيزي مي‌توان سجده نمود هر چند خوردني ويا پوشيدني باشد ويا آنكه فقط بر اشياء خاصي جايز است؟

در اينجا دو نظر است؛ نظر پيروان اهل بيت پيامبر (ص) كه بر اساس فرموده آنان سجده را فقط بر زمين پاك و يا آنچه كه از زمين روييده باشد به شرط آن كه خوراك و پوشاك انسان نباشد جايز مي‌دانند و تربت شهيدان را از مصاديق خاك پاك مي‌دانند و نظر دوم گفته رهبران مذاهب اهل سنت است كه محل سجده را عام مي‌دانند وخاص سجده بر زمين نمي‌دانند.

* دليل پيروان اهل بيت چيست؟
شيعه بر ادعاي خود به روايت مورد قبول شيعه واهل سنت از پيامبر (ص) تمسك مي‌كند كه فرمود: جُعِلَت لِيَ الاَرضُ مَسجِداً و طَهُوراً [۲]. « زمين براي من محل سجده و وسيله طهارت (تيمم و…) قرار داده شد»


براين اساس به فرموده رسول خدا (ص) هر كس در نماز بايد پيشاني را روي خاك بگذارد و اين كار مورد اتفاق همه مسلمانان است كه ترجيح با خاك است و آن خاك بايد پاك باشد؛ زيرا خداوند مي­فرمايد: «فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا». (نساء: ۴۳) «اگر آب براي وضو پيدا نكرديد روي خاك پاك تيمم كنيد»


با توجه به آيه تيمم وروايت دومطلب بدست مي‌آيد: اول آنكه اسم زمين بر محل سجده و تيمم صدق نمايد. دوم: آن زمين بايد خاك پاك باشد زيرا كه شرط تيمم و نماز در استفاده از خاك يكي است و درباره تيمم خداوند به صراحت فرمود بر زمين پاك تيمم نماييد.

اما اينكه چرا خداوند از ميان همه اشيا فقط سجده بر روي خاك را خواسته روايت حضرت امام صادق (ع) به خوبي آن را توضيح مي‌دهد. به بيان آن حضرت سجده كردن بر خاك تنها براي آن است كه چنين كاري با فروتني در برابر خداوند يگانه سازگارتر است.

هشام بن حكم مي‌گويد: از امام صادق (ع) دربارۀ آنچه سجده بر آنها جايز است و برچيز هايي كه جايز نيست پرسيدم. فرمود: سجده تنها بر زمين و آنچه مي‌روياند جز خوردني‌ها و پوشيدني‌ها – جايز است. گفتم: فدايت گردم سبب آن چيست؟ فرمود: سجده خضوع و اطاعت براي خداوند است و شايسته نيست برخوردني‌ها و پوشيدني‌ها صورت پذيرد. زيرا دنيا پرستان بردگان خوراك و پوشاكند در حالي كه انسان هنگام سجده در حال پرستش خدا به سر مي‌برد پس سزاوار نيست پيشاني خود را بر آنچه معبود دنيا پرستان فريب خورده است قرار دهد". [۳]


به همين جهت رسول خدا (ص) واهل بيت او (ع) و صحابه همواره بر روي خاك و يا آن چه از خاك مي‌روييد سجده مي‌كردند و براي هر مسلماني بهترين اسوۀ و نمونه قابل پيروي عملكرد پيامبر اكرم (ص) و اهلبيت اوست.

* روايات متعدد براي اثبات ديدگاه شيعه
رواياتي كه چگونگي سجده آنان را بيان مي‌كند متعدد است كه حتي در منابع اهل سنت نيز امده است:
- وائل بن حجر مي‌گويد: رأيت النبي صلي الله عليه و (آله و) سلم وضع أنفه علي الارض مع جبهته اذا سجد. [۴] پيامبر (ص) را ديدم آن گاه كه سجده مي‌كرد پيشاني و بيني خود را بر زمين مي‌نهاد.

- براء بن عاذب مي‌گويد: ما پشت سر پيامبر (ص) نماز مي‌خوانديم هنگامي كه سر از ركوع بر مي‌داشت از ما كسي كمرش خم نبود تا هنگامي كه پيامبر (ص) پيشانيش را (براي سجده) بر زمين مي‌نهاد [۵] (يعني هماهنگ با او ركوع و…مي كرديم). در اين روايت به صراحت مي‌گويد پيامبر (ص) پيشاني را بر روي زمين مي‌نهاد.

- ابو سعيد خدري مي‌گويد: ان رسول الله (ص) رئي علي جبهته و ارنبته اثر طين من صلاه صلاها بالناس [۶] «ابو سعيد خدري مي‌گويد: به هنگامي كه رسول خدا (ص) با مردم نماز خواند اثر خاك برپيشاني و بيني او ديده شد».

- دسته اي ديگر از روايات دلالت دارند كه پيامبر گرامي مسلمانان را به پيشاني نهادن بر خاك هنگام سجده فرمان مي‌داد چنان كه ابو صالح مي‌گويد نزد ام سلمه (همسر پيامبر) رفته بودم كه برادر زاده اش نيز آمد و در خانه اش نماز خواند اما هنگامي كه به سجده رفت به خاك‌ها فوت نمود ام سلمه به وي گفت اي برادر زاده خاك را فوت نكن زيرا پيامبر به غلامش يسار (افلح) فرمود: تَرّب وجهك لله. [۷] «رخسار خود را براي خدا بر خاك بگذار.» واژه «ترب» از ماده «تراب» به معناي خاك است از امر رسول الله (ص) بر مي‌آيد كه سجده بر خاك لازم است.

سيره رسول الله (ص) نشان مي‌دهد كه آن حضرت علاوه بر زمين بر روي چيزي كه از زمين روييده نيز سجده مي‌كرد. در صورتي كه از خوردني‌ها و پوشيدني‌ها نباشد.

- درمنابع اهل سنت ودر روايات متعدد آمده است: كان رسول الله (ص) يصلي علي الخمره پيامبر (ص) همواره بر خمره (كه از ليف درخت خرما ساخته مي‌شد) سجده مي‌كرد.

اين كلام ازعده اي از اصحاب همچون ابن عباس [۸]، عبدالله بن عمر [۹] و عائشه [۱۰] و ام سلمه [۱۱] وميمونه [۱۲] وام سليم [۱۳] نقل شده است. سند اكثر اين روايات نيز صحيح مي‌باشد [۱۴]

- همچنين در روايات متعدد ديگر آمده كه آن حضرت بر روي حصير نماز مي‌خواند.

ابوسعيد از صحابه رسول خدا (ص) مي‌گويد: دخلت علي رسول الله (ص) و هو يصلي علي حصيره و يسجد عليه [۱۵]. به محضر پيامبر رسيدم در حاكي كه ايشان برروي حصيرخويش نماز مي‌گزارد وبرآن سجده مي‌كرد.


- انس نيز روايت كرده: ان النبي (ص) صلي علي حصير [۱۶]

ابن حجر عسقلاني در شرح خود بر صحيح بخاري مي‌گويد: به سجاده كوچكي كه از ليف خرما بافته شده باشد خمره مي‌گويند…اگر بزرگ باشد آن راحصير مي‌نامند [۱۷].

* ديدگاه امام صادق عليه السلام در اين باره
به همين جهت امام صادق (ع) فرمود: السجود علي الارض فريضه و علي الخمرة سنه. [۱۸] سجده بر زمين حكم الهي و سجده بر خمره سنت پيامبر (ص) است.

ايشان در جاي ديگر مي‌فرمايد: السجود لايجوز الا علي الارض او علي ما انبتت الارض الا ما اكل او لبس. [۱۹] سجده كردن جز بر زمين و آنچه مي‌روياند غير از خوردني‌ها و پوشيدني‌ها جايز نيست.

* صحابه بر چه چيز سجده مي‌كردند؟
علاوه بر گفتار و رفتار پيامبر (ص) واهل بيت او در سجده بر روي زمين رفتار صحابه و تابعان نيز گوياي سنت سجده بر زمين است.

- جابر بن عبدالله انصاري مي‌گويد: كُنتُ اُصلّي الظُّهر مع رسول الله (ص) فآخذ قبضه من الحصي ليبرد في كفي أضعها لجبهتي أسجد عليها لشده الحّر. [۲۰] «با رسول خدا (ص) نماز ظهر مي‌گزاردم مشتي سنگ ريزه برگرفتم و در دست خود نگه مي‌داشتم. تا خنك شود و هنگام سجده بر آنها پيشاني مي‌گذاشتم و اين به خاطر شدت گرما بود».

- نافع مي‌گويد: انابن عمركان اذا سجد و عليه العمامه يرفعها حتي يضع جبهته بالارض. [۲۱] «عبدالله بن عمر هنگام سجده دستار خود را بر مي‌داشت تا پيشاني خود را بر زمين بگزارد».

* نهي پيامبر از وجود حائل بين پيشاني و زمين
محدثان اهل سنت رواياتي را آورده اند كه نشان مي‌دهد رسول الله (ص) كساني را كه هنگام سجده گوشه دستار خود را بين پيشاني خود و زمين قرار مي‌دادند از اين كار بازداشت.

- صالح سبايي مي‌گويد: انّ رسول الله (ص) رأي رجلا يسجده بجنبه و قد اعتّم علي جبهته فحسر رسول الله (ص) عن جبهته. [۲۲] پيامبر گرامي (ص) شخصي را در حال سجده كنار خود مشاهده فرمود در حالي كه بر پيشاني خود دستار بسته بود. پيامبر (ص) عمامه را از پيشاني وي كنار زد.

- عياض بن عبدالله قرشي هم مي‌گويد: راي رسول الله (ص) رجلا يسجد علي كور عمامته فأوما بيده: ارفع عمامتك و أوما إلي جبهته [۲۳] رسول خدا (ص) مردي را در حال سجده ديد كه بر گوشه عمامۀ خود سجده مي‌كرد. پس به وي اشاره كرد كه دستار خود را بردارد و به پيشاني او اشاره فرمود.

- ابن سعد نيز در كتاب خود مي‌نويسد: كان مسروق اذا خرج يخرج بلبنه يسجد عليها في السفينه. ۲ [۲۴] مسروق ابن اجدع هنگام مسافرت خشتي را با خود بر مي‌داشت تا در كشتي بر آن سجده كند.

بنابراين همراه داشتن قطعه اي از تربت كه خاك است بر خلاف نظر بعضي‌ها شرك وبدعت نيست.

* جمع بندي و نتيجه گيري
از مجموع مطالب پيش گفته بر مي‌آيد كه سنت رسول الله (ص)، ائمه هدي (ع) و اصحاب و تابعين بر لزوم سجده كردن بر زمين و آنچه از آن مي‌رويد به جز خوردني‌ها و پوشيدني هاست و اينكه رسول خدا (ص) و اصحاب روي خاك نماز مي‌خواندند مورد قبول همهٔ مذاهب است و مهر هم تكه خاكي پاك است كه روي آن سجده مي­شود. اگر خاك وجود نداشت مي­توان بر چيزهاي غير خوراكي سجده كرد. به تعبير ديگر ما با سجده بر زمين به خداوند سجده مي‌كنيم و اساسا تمام مسلمانان جهان بر چيزي سجده مي‌كنند، ولي سجده آنان براي خداست نه براي آن چيز.

مگر نه اينكه تمام نمازگزاران بر سنگهاي مسجد الحرام سجده مي‌كنند اما هدف از سجده آنان خداست نه سجده براي سنگ.

بنابراين همچنانكه سجده كردن بر خاك و گياه به معناي پرستش نيست بلكه سجود و پرستش براي خدا و خضوع در برابر او تا حد خاك است سجده بر تربت كه خاك پاكي است نيز چنين است.

باتوجه به آنچه بيان شد پي مي‌بريم كه چرا شيعيان مقيد بر سجده بر خاك وسنگ يا برخي گياهانند و بر تمام اشيا سجده نمي‌كنند زيرا چنين كاري پيروي از سنت نبوي است كه بر خاك سجده مي‌كردند.

behruz بازدید : 21 دو شنبه 29 / 07 / 1392 زمان : 3:6قبل از ظهر نظرات ()

به حج برویم یا به فقرا کمک کنیم/ پاسخ به یک شبهه قدیمی _نیک نگار

حج یا کمک به فقرا,احکام حج,حج رفتن

حج را می توان یکی از مهمترین و با شکوه ترین رویداد های مهم در جهان اسلام نام گذاری کرد چرا که مسلمانان با عقاید مختلف از سراسر جهان به سرزمین حجاز می آیند تا با اتحادی غیر قابل وصف زیباترین عبادات را شانه به شانه و در صفوف به هم پیوسته انجام دهند.

حج تمرینی است برای دوری از گناه و معصیت در زندگی ،تمرین و یادآوری بزرگی است که بهترین توشه انسان تقوی و پرهیزگاری است و تمرینی است برای برادری و اتحاد در برابر دشمنان قسم خورده اسلام و قرآن مجید، چنانچه خداوند متعال می فرماید:

«الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِی الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللّهُ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُوْلِی الأَلْبَابِ: حج در ماههاى معینى است پس هر کس در این [ماه]ها حج را [برخود] واجب گرداند [بداند که] در اثناى حج همبسترى و گناه و جدال [روا] نیست و هر کار نیکى انجام مى‏دهید خدا آن را مى‏داند و براى خود توشه برگیرید که در حقیقت بهترین توشه پرهیزگارى است و اى خردمندان از من پروا کنید». «بقره:197»

در این نوشتار قصد داریم به یک سوال مهم و اساسی پیرامون مسئله حج پاسخ دهیم ،سوالی که با فرارسیدن موسم حج ممکن است در اذهان برخی از افراد خطور کند و پاسخ به این سوال می تواند اهمیت موضوع حج را به خوبی تبیین کند.
 
سوال :
اگر در سایت ها و وبلاگ ها و شبکه های مجازی جستجویی اجمالی داشته باشید،متوجه خواهید شد که مطالب متعددی پیرامون مخالفت با حج نوشته شده است که همگی حکایت از ترک این فریضه الهی دارد و از مسلمانان به دلائل مختلف خواسته شده است که این تکلیف الهی را ترک کنند.

از جمله ادله ای که در میان این استدلالات زیاد به چشم می خورد،این است که چرا هزینه های کلانی که برای حج خرج می شود را صرف رفع مشکلات در داخل از کشور نکنیم؟چرا حاجی ،هزینه سفر خود به  سرزمین وحی را صرف رفع گرفتاری از یک خانواده بی بضاعت ویا تهیه جهیزیه برای یک دختر جوان نمی کند و این شعر را نیز در استدلالات خود استفاده می کنند که:

دلخوش از آنیم که حج میرویم
غافل از آنیم که کج میرویم


کعبه به دیدار خدا میرویم
او که همینجاست کجا میرویم


حج به خدا جز به دل پاک نیست
شستن غم از دل غمناک نیست


حال سوال این است که
1- چون خدا در همه جا وجود دارد ما باید حج را ترک کنیم و به سرزمین وحی نرویم؟

2- آیا داشتن دل پاک و بی توجهی به فرامین الهی برای رسیدن به سعادت و خوشبختی کفایت می کند؟

3- آیا بهتر نیست که هزینه حج را برای رفع فقر در جامعه استفاده کنیم؟

در پاسخ به این سوالات باید گفت که در منطق راستین اسلام حج تمتع به عنوان یکی از واجبات الهی معرفی شده است که با فراهم بودن شرائط نافرمانی از آن گناه محسوب می شود و مسلم است که گناه نه تنها دل آدمی را پاک نمی کند، بلکه سبب تیرگی و تاریکی و ناپاکی قلب می شود.چنانچه از این مسئله می توان در پاسخ به تمام افرادی که با شانه خالی کردن از انجام تکالیف الهی ،آن هم فقط به بهانه پاکی دل ،استفاده کرد.

امام خمینی رحمه الله علیه در پاسخ به سوال سوم  و در تبیین فلسفه حج اینگونه می فرمایند:

«یکی از وظایف بزرگ مسلمانان پی بردن به این واقعیت است که حج چیست و چرا برای همیشه باید بخشی از امکانات مادی و معنوی خود را برای برپایی آن صرف کنند.

چیزی که تا به حال از ناحیه ناآگاهان و یا تحلیلگران مغرض و یا جیره خواران به عنوان فلسفه حج ترسیم شده است این است که حج یک عبادت دسته جمعی و یک سفر زیارتی - سیاحتی است. به حج چه که چگونه باید زیست و چطور باید مبارزه کرد و با چه کیفیت در مقابل جهان سرمایه داری و کمونیسم ایستاد! به حج چه که حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمین باید ستاند! به حج چه که باید برای فشارهای روحی و جسمی مسلمانان چاره اندیشی نمود! به حج چه که مسلمانان باید به عنوان یک نیروی بزرگ و قدرت سوم جهان خودنمایی کنند! به حج چه که مسلمانان را علیه حکومتهای وابسته بشوراند. بلکه حج همان سفر تفریحی برای دیدار از قبله و مدینه است و بس!» «صحیفه امام خمینی، ج 21، ص 77»

خلاصه کلام آنکه به تنهایی و در پستوهای خانه نیز می توان نماز را اقامه کرد و به تنهایی و در سرزمین خود می توان هزاران قربانی کرد و هزاران فقیر را سیر کرد، اما ابرقدرت های بزرگ دنیا را جز با وحدت و برادری و اتحاد و مقاومتی که در حج به نمایش جهانی گذاشته می شود، نمی توان شکست داد و این همان فلسفه مهم حج است که نه کمک به فقرا و نه قربانی و نه نماز و روزه هیچ کدام نمی تواند جایگزین آن شود .

همچنین توجه به این نکته لازم است که در کشور ما سالیانه هزاران سفر توریستی و تفریحی به کشورهای مختلف آسیایی و اروپایی صورت می گیرد که این مسئله در سال های اخیر نیز رواج بیشتری داشته است:

«بر اساس آمار رسمی ترکیه، یک میلیون و 500 هزار ایرانی در سال 2011 به ترکیه سفر کرده‌اند که گردشگران ایرانی بعد از آلمان، روسیه و انگلیس بیشترین گردشگران ورودی به ترکیه محسوب می‌شوند.

ایران رتبه چهارم ورود گردشگر به ترکیه را داراست که درآمد حاصل از این گردشگران ایرانی برای ترکیه در سال 2011 رقمی معادل یک میلیارد دلار اعلام شده است.»[خبر گزاری فارس]

حال سوال اصلی این است که چرا هیچ فرد و یا گروهی خواستار تعطیلی این سفرها و صرف هزینه های کلان آن که گاها با هزینه های حج قابل مقایسه نیست، نمیشود؟

بسیار جالب است که در روایات اسلامی یکی از فوائد مهم فریضه حج ،رفع گرفتاری و  فقر از جامعه و همچنین توانگری افراد معرفی شده است که از جمله این روایات،دو روایت زیبا و شنیدنی از امام صادق علیه السلام است که می فرماید:

1- «ندیده ام که چیزی همانند مداومت بر زیارت این خانه چنان سریع توانگری بیاورد  فقر بزداید»[امالی طوسی/694/1478]

2- «همچنین امام صادق علیه السلام در پاسخ به عمار که عرض کرد من خودم را آماده کرده ام که هرساله به حج بروم . یا مردی از افراد خانواده ام را با هزینه خود به حج بفرستم.

امام فرمود:آیا بر این کار مصمم هستی؟اسحاق گوید:عرض کردم آری،فرمود اگر چنین است یقین داشته باش که ثروتت زیاد خواهد شد و تو را نوید توانگری می دهم»[ثواب الاعمال/70/40]

نکات مهمی را می توان از این دو روایت بدست آورد:

نکته اول: حج نه تنها سبب فقر نمی شود بلکه علتی مهم برای توانگری افراد می باشد.
نکته دوم: آنچه در روایات مخصوصا در روایت دوم به آن تاکید شده است، توجه به این نکته است که نیت شخص سوال کننده آن است که یا خود به حج برود و یا فردی از خانواده خود که توانایی مالی ندارد را به همراه خود به حج ببرد.

نکته سوم: مسلم است وقتی حج حاجی مقبول می شود که او به فکر فقیران و نیازمندان جامعه باشد و از ثروتی که طبق روایات نصیب او می شود در راه رفع مشکلات و گرفتاری های جامعه استفاده کند.

در پایان آرزو داریم که مسافران سرزمین وحی بعد از مراجعت از این سفر آسمانی ،بیش از گذشته به فکر نیازمندان و مستمندان جامعه باشند و از برکاتی که در این سفر مقدس بهره برده اند در مسیر کسب رضایت الهی استفاده کنند.

 

 

behruz بازدید : 33 شنبه 27 / 07 / 1392 زمان : 3:26قبل از ظهر نظرات ()

دختر نمونه و نخبه کیست؟ -نیک نگار

 

 

 

دختر نمونه,دختر نمونه کیست,ملاک‌های برتری دختران

اینها ملاک‌های برتری دختران است؟!
بر حسب آنچه از هدایت‌های قرآنی، روایات شریفه، احادیث متواتره و سیره مسلمین استفاده می‌شود، دختر نمونه دختری است که به صفات ده‌گانه ارزشی اسلامی که در سوره احزاب آیه 35 بیان شده آراسته، و حجاب و پوشش کامل اسلامی داشته باشد ...

دختر نمونه و نخبه کیست؟ آیا داشتن شغل و یا مدرک دانشگاهی از ملاک‌های برتری دختران است؟ آیا داشتن حجاب و پوشش از معیارهای انتخاب دختر نمونه است؟

آیا قهرمانی در رشته‌های ورزشی می‌تواند ملاک صحیحی برای انتخاب دختر نمونه باشد؟

بر حسب آنچه از هدایت‌های قرآنی، روایات شریفه، احادیث متواتره و سیره مسلمین استفاده می‌شود، دختر نمونه دختری است که به صفات ده‌گانه ارزشی اسلامی که در سوره احزاب آیه 35 بیان شده آراسته، و حجاب و پوشش کامل اسلامی داشته باشد، و در برنامه‌ها و مسابقاتی که معرض نظر نامحرمان و بداندیشان قرار می‌گیرد شرکت ننماید و عفّت، کرامت و مقام و منزلت بالایی را که اسلام برای بانوان شناخته است، حفظ نماید. (لطف الله صافی/29 شوال المکرم)

 نگرشی بر آیه 35 احزاب
إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُۆْمِنِینَ وَالْمُۆْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِینَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِینَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِینَ اللَّهَ كَثِیرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا :

به یقین مردان مسلمان و زنان مسلمان (كه شهادتین را گفته و عملا تسلیم دین شده‏اند) و مردان مۆمن و زنان مۆمن (كه اعتقاد قلبى به اصول و فروع اسلام پیدا كرده‏اند)، و مردان مطیع و خاضع و زنان مطیع و خاضع، و مردان راستگو و زنان راستگو، و مردان صابر و شكیبا و زنان صابر و شكیبا، و مردان فروتن از درون قلب و زنان فروتن از درون قلب، و مردان صدقه‏دهنده و زنان صدقه ‏دهنده، و مردان روزه‏دار و زنان روزه دار، و مردان حافظ شهوات و زنان حافظ شهوات، و مردان بسیار یادكننده خدا و زنان یادكننده، خداوند براى همه آنان آمرزش و پاداشى بزرگ آماده كرده است

شأن نزول
جمعى از مفسران گفته اند: هنگامى که «اسماء بنت عمیس» همسر «جعفر بن ابیطالب» با شوهرش از «حبشه» بازگشت، به دیدن همسران پیامبر (صلى الله علیه وآله) آمد، یکى از نخستین سۆالاتى که مطرح کرد، این بود: آیا چیزى از آیات قرآن درباره زنان نازل شده است؟ آنها در پاسخ گفتند: نه!


«اسماء» به خدمت پیامبر (صلى الله علیه وآله) آمده عرض کرد: «اى رسول خدا، جنس زن گرفتار خسران و زیان است»!، پیامبر (صلى الله علیه وآله) فرمود: «چرا»؟

عرض کرد: «به خاطر این که در اسلام و قرآن فضیلتى درباره آنها همانند مردان نیامده است».

اینجا بود که آیه فوق نازل شد (و به آنها اطمینان داد که زن و مرد در پیشگاه خدا از نظر قرب و منزلت یکسانند، مهم آنست که از نظر اعتقاد و عمل و اخلاق اسلامى واجد فضیلت باشند).
 
شخصیت و ارزش مقام زن در اسلام
در آیه مورد بحث، سخنى جامع و پر محتوا درباره همه زنان و مردان و صفات برجسته آنها، بیان شده است، و ضمن بر شمردن ده وصف از اوصاف اعتقادى و اخلاقى و عملى آنان، پاداش عظیم آنها را در پایان آیه بر شمرده است.

الف) بخشى از این اوصاف دهگانه از مراحل ایمان سخن مى گوید (اقرار به زبان، تصدیق به قلب و جنان، و عمل به ارکان).

ب) قسمت دیگرى، پیرامون کنترل زبان و شکم و شهوت جنسى که سه عامل سرنوشت ساز در زندگى و اخلاق انسان ها مى باشد بحث مى کند.

ج) و در بخش دیگرى از مسأله حمایت از محرومان و ایستادگى در برابر حوادث سخت و سنگین، یعنى صبر، که ریشه ایمان است و سرانجام از عامل تداوم این صفات، یعنى ذکر پروردگار، سخن به میان مى آورد.

1- مى گوید: «مردان مسلمان و زنان مسلمان» (إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِماتِ).

2- «و مردان مۆمن و زنان مۆمنه» (وَ الْمُۆْمِنِینَ وَ الْمُۆْمِناتِ).

3- «و مردانى که مطیع فرمان خدا هستند و زنانى که از فرمان حق اطاعت مى کنند» (وَ الْقانِتِینَ وَ الْقانِتاتِ).

«قانِت» از ماده «قنوت» چنان که قبلاً هم گفته ایم، به معنى اطاعت توأم با خضوع است، اطاعتى که از ایمان و اعتقاد سر زند، و این اشاره به جنبه هاى عملى و آثار ایمان مى باشد.

4- سپس، به یکى دیگر از مهمترین صفات مۆمنان راستین، یعنى حفظ زبان پرداخته مى گوید: «و مردان راستگو و زنان راستگو» (وَ الصّادِقِینَ وَ الصّادِقاتِ).

از روایات اسلامى استفاده مى شود که: استقامت و درستى ایمان انسان، به استقامت و درستى زبان او است: لایسْتَقِیمُ اِیمانُ امْرِء حَتّى یسْتَقِیمَ قَلْبُهُ، وَ لایسْتَقِیمُ قَلْبُهُ حَتّى یسْتَقِیمَ لِسانُهُ: «ایمان انسان به درستى نمى گراید تا قلبش درست شود، و قلبش درست نمى شود تا زبانش درست شود»!. («محجة البیضاء»، جلد 5، صفحه 193.)
صبر

5- و از آنجا که ریشه ایمان، صبر و شکیبائى در مقابل مشکلات است، و نقش آن در معنویات انسان، همچون نقش «سر» است در برابر «تن»، پنجمین وصف آنها را این گونه بازگو مى کند: «و مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا» (وَ الصّابِرِینَ وَ الصّابِراتِ).

6- از طرفى مى دانیم، یکى از بدترین آفات اخلاقى، کبر و غرور و حبّ جاه است، و نقطه مقابل آن «خشوع»، لذا در ششمین توصیف مى فرماید: «و مردان با خشوع و زنان با خشوع» (وَ الْخاشِعِینَ وَ الْخاشِعاتِ).

7- گذشته از حبّ جاه، حبّ مال، نیز آفت بزرگى است، و اسارت در چنگال آن، اسارتى است دردناک، و نقطه مقابل آن انفاق و کمک کردن به نیازمندان است، لذا در هفتمین توصیف مى گوید: «و مردان انفاق گر و زنان انفاق کننده» (وَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ).

8- سه چیز است که اگر انسان از شر آن در امان بماند، از بسیارى از شرور و آفات اخلاقى در امان است، زبان و شکم و شهوت جنسى، به قسمت اول در چهارمین توصیف اشاره شد، اما به قسمت دوم و سوم در هشتمین و نهمین وصف مۆمنان راستین اشاره کرده، مى گوید: «و مردانى که روزه مى دارند و زنانى که روزه مى دارند» (وَ الصّائِمِینَ وَ الصّائِماتِ).

9- «و مردانى که دامان خود را از آلودگى به بى عفتى حفظ مى کنند، و زنانى که عفیف و پاکند» (وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ).

10- سرانجام به دهمین و آخرین صفت که تداوم تمام اوصاف پیشین، به آن بستگى دارد پرداخته مى گوید: «و مردانى که بسیار به یاد خدا هستند، و زنانى که بسیار یاد خدا مى کنند»(وَ الذّاکرِینَ اللّهَ کثِیراً وَ الذّاکراتِ).

آرى، آنها با یاد خدا در هر حال و در هر شرایط، پرده هاى غفلت و بى خبرى را از قلب خود کنار مى زنند، وسوسه ها و همزات شیاطین را دور مى سازند و اگر لغزشى از آنان سر زده، فوراً در مقام جبران بر مى آیند، تا از صراط مستقیم الهى فاصله نگیرند.


منظور از «ذکر کثیر» چیست؟
در روایات اسلامى و کلمات مفسرین، تفسیرهاى گوناگونى ذکر شده که ظاهراً همه از قبیل ذکر مصداق است و مفهوم وسیع این کلمه، شامل همه آنها مى شود.

از جمله در حدیثى از پیغمبر گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: إِذَا أَیقَظَ الرَّجُلُ أَهْلَهُ مِنَ اللَّیلِ فَتَوَضَّئا وَ صَلَّیا، کتِبَا مِنَ الذَّاکرِینَ اللَّهَ کثِیراً وَ الذَّاکرَاتِ: «هنگامى که مرد همسرش را شبانگاه بیدار کند و هر دو وضو بگیرند و نماز (شب) بخوانند از مردان و زنانى خواهند بود که بسیار یاد خدا مى کنند». («مجمع البیان»، جلد 8، صفحه 358، و تفسیر «قرطبى»، ذیل آیه مورد بحث.)

و در حدیثى از امام صادق (علیه السلام) مى خوانیم: «هر کس تسبیح فاطمه زهراء(علیهاالسلام) را در شب بگوید، مشمول این آیه است». («مجمع البیان»، جلد 8، صفحه 358.)

بعضى از مفسران گفته اند: «ذکر کثیر» آن است که در حال قیام و قعود و به هنگامى که به بستر مى رود یاد خدا کند.

اما به هر حال، ذکر نشانه فکر است، و فکر مقدمه عمل، هدف، هرگز ذکر خالى از فکر و عمل نیست.

به امید آنکه همه ی زنان و مردان جامعه این آیه نورانی را در قلب هایشان حفظ کرده و با عمل هایشان جامعه را نورانی کنند.

 

behruz بازدید : 19 جمعه 19 / 07 / 1392 زمان : 2:47قبل از ظهر نظرات ()

پیامبر اسلام (ص) چگونه وضو می گرفت؟

شیخ کلینی از زراره نقل می کند که امام باقر (ع) فرمود: “آیا برای شما کیفیت وضوی پیامبر (ص) را نقل نمایم؟ عرض کردیم: آری، حضرت دستور داد که قدحی از آب حاضر کنند و آن را جلو روی خود گذارد، سپس آستین های خود را تا آرنج بالا زد و کف دست راست خود را در آب وضو فرو برد و فرمود: در صورتی که دست پاک باشد باید چنین کرد.

 

سپس مشت خود را پر از آب کرد و بر پیشانی خود ریخت و فرمود: «بسم الله» و آب را بر محاسن خود جاری ساخت و دست خود را بر صورت و پیشانی خود کشید. سپس دست چپ خود را پر از آب کرد و بر روی آرنج دست راست خود ریخت و آن را بر ساق دست خود کشید، آن گاه آب تا سر انگشتانش جاری شد.

 

سپس دست راست خود را پر از آب کرد و بر آرنج دست چپ ریخت و بر ساق دست چپ خود کشید و آب را بر اطراف انگشتانش جاری ساخت و بعد جلو سر خود و روی پاهای خود را با تری باقیمانده در دست راست و دست چپ خود مسح کشید.

زراره می گوید: امام باقر (ع) فرمود: شخصی از امیرمؤمنان (ع) درباره وضو پیامبر (ص) سؤال کرد. حضرت درست این جریان را برای او نقل فرمود.[۱

behruz بازدید : 19 27 / 05 / 1392 زمان : 1:19قبل از ظهر نظرات ()

عید فطر عید پاکیزگی- نیک نگار

میوه های فطرت
رمضان، دعوتی است به بازیافتن «خود گمشده»، ندایی است برای توجه به خدای فراموش شده، ضیافتی است برای تناول از مائده تقوا و پایان این مهمانیِ خدایی، عید فطر است؛ عید توفیق بر طاعت و اطاعت، عید توبه و تهذیب نفس، عید ذکر و یاد محرومان و گرسنگان.

 

فطر، چیدن میوه هایی است که از فطرت می جوشد. فطر، سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است. پیروزی بر خصم درون، جشنی روحانی دارد به نام عید فطر که میثاق بستن با فطرت را از سوی روزه داران مجاهده گر اعلام می دارد. عید فطر، پاداش افطارهای خالصانه و به حاست، مُهر قبولی انفاق های با قصد قربت و پایان نامه دوره ایثار و گذشت در مسایل مالی است. فطر، عید خداجویی و خداترسی و خداپرستی است.


عید زیبایی های معنوی
امروز روز عید فطر است؛ عیدی که زمین و زمان را غرق شادی و سرور کرده است. ساکنان زمین به شکرانه یک ماه عبادت و نیایش، عید گرفته اند و ساکنان آسمان نیز مأمور شده اند که جوایز و پاداش هایی را از سوی عرش الهی برای ساکنان این کره خاکی بیاورند و به راستی که در این روز بزرگ، زمین، زمان و آسمان در جوش و خروش اند.

عید فطر، روزی است که فطرت آدمی به واسطه سی روز اخلاص، شکوفا شده و به معطر کردن فضای زندگی انسان می پردازد. به راستی که فطرت، چه عطر دل انگیز و روح افزایی دارد و زندگی در پرتوی فطرت چه زیباست! عیدفطر، عید زیبایی های معنوی است. عید فطر، عید بشارت و عید سعادت است. این عید سعید، بر تمامی فطرت های بیدار مبارک باد.


عید پاکیزگی
در پایان ماه مبارک رمضان و پس از یک ماه عبادت و روزه داری، اسلام روز اول ماه شوّال را عید قرار داده است؛ زیرا در این روز، انسان ها به فطرت خود بازمی گردند و متوجه عظمت خداوند متعال می شوند. در این روز، مسلمانان، جسم را به وسیله غسل کردن پاکیزه کرده و با پوشیدن لباس های تمییز و خوشبوکردن خود، آن را کامل می نمایند. پاکیزگی روح و جانشان نیز به وسیله دعا و مناجات و نماز صورت خواهد گرفت و سرانجام، پاکیزگی اموال و دارایی های آنها به وسیله فطریه دادن و کمک کردن به انسان های فقیر و نیازمند صورت می پذیرد. به راستی عید فطر، عید پاکیزگی و طهارت انسان هاست تا از این رهگذر، به فطرت اصلی و حقیقی خویش بازگردند.


اعمال شب عید فطر
شب عید سعید فطر، شب نزول رحمت الهی و فرصتی برای پوزش طلبی از گناهان است. در روایات اسلامی آمده که فضیلت این شب عزیز، کمتر از شب قدر نیست. شب عید فطر، شبی است که خداوند پاداش های خود را به مؤمنان روزه دار می بخشد و آنان رامورد رحمت قرار می دهد. از این رو، هر انسان مؤمن باید از این فرصت نهایت استفاده را در ذخیره کردن ثواب و پاداش الهی بنماید و با انجام اعمال این شب، از فیض بی کران آن بهره مند گردد. مهم ترین اعمال شب عید فطر عبارت است از: غسل کردن بعد از غروب آفتاب، خواندن دعای ویژه رؤیت هلال ماه، خواندن زیارت امام حسین علیه السلام ، احیای آن شب به دعا و نماز و استغفار، خواندن ده رکعت نماز، خواندن دعای های مخصوص این شب، کنار گذاشتن زکات فطره و....


حقیقت عید
عارف وارسته، مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمه الله درباره حقیقت عید و مفهوم عمیق و والای این روز، چنین می فرماید: «عید زمانی است که خداوند متعال برای جایزه دادن و بهره مند کردن بندگان از نعمت ها، آن روز را در میان روزها انتخاب می کند تا برای گرفتن خلعت ها و عطایا جمع شوند و به همگان اعلام کرده است که به درگاه او روی آورده و با اعتراف به بندگی و آمرزش خواستن از گناهان و عرضه نیازها و آرزوهایشان، برای او تواضع نمایند. خداوند نیز در تمام این موارد، به آنان وعده اجابت و اعطایی بالاتر از آرزوهایشان، بلکه بالاتر از آن چه در دل بشری خطور کرده، داده است. دوست دارد در چنین روزی، به او خوش گمان بوده و جانب امیدواری به قبول خداوند و آمرزش و عطای او را بر جانب ترس از رد و عذابش ترجیح بدهند».


فطر؛ هدیه ای الهی

با آنکه روزه گرفتن در تمامی ادیان الهی وجود داشت و پیروان آن ادیان، مکلف بودند روزهای خاصی در سال را روزه بگیرند، ولی در پایان ایام روزه داری آنها، عیدی قرار داده نشده بود. این برای اولین بار و در دین مبین اسلام بود که روز پایان روزه گرفتن، روز عید و جشن و بهجت نامیده شد و این افتخار، ویژه مسلمانان است. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله دراین باره می فرماید: «عید فطر، هدیه ای است که از سوی خدا به مردان و زنان امتم داده شده و خداوند متعال چنین هدیه ای را پیش از من به هیچ کس نداده است». آری، عید سعید فطر برای مسلمانان، هدیه ای آسمانی بود که در سال دوم هجرت به آنها عطا گردید. در این سال، پرداخت زکات فطره و برگزاری نماز عید بر مسلمانان واجب شد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله باعنایت خاصی به آن پرداختند و همواره به اصحاب خود توصیه می کردند که این روز را عزیز و گرامی بدارند.


وحدت و یکپارچگی مسلمانان
عید فطر، روزی است که همه مسلمانان جهان در کنار یکدیگر به نماز می ایستند و به عبادت خداوند متعال می پردازند و کام خویش را با حلاوت ذکر او شیرین می کنند. عیدفطر، نمادی از وحدت مسلمانان است ؛ وحدتی که سبب ذلت و ناامیدی شیطان و نیز خواری استکبار و دشمنان اسلام می شود. آنها با دیدن صف های به هم پیوسته مسلمانان در نماز عید فطر، می فهمند که دیگر جایی برای آنان نخواهد بود و نمی توانند اهداف شوم خود را در جوامع اسلامی پیاده کنند.


ندای فرشتگان در روز عید
حضرت علی علیه السلام همواره عید سعید فطر را گرامی می داشتند و با جملات گهربار خود، مردم را با فلسفه این عید بزرگ آشنا می کردند و اهداف آن را شرح می دادند. خطبه های ایشان در روز عید فطر، از زیباترین جملات درباره این عید است که همگان با شنیدن آن، به مفاهیم عمیق و والای این روز الهی پی می برند. از این رو، آن حضرت در سخنانی چنین می فرماید: «ای بندگان خدا، بدانید که نزدیک ترین چیزی که برای مردان و زنان روزه دار قرار داده شده، این است که در آخرین روز ماه رمضان، فرشته ای از طرف خداوند فریاد می زند: ای بندگان خدا، بشارت بدهید که خداوند گناهان گذشته شما را آمرزید. پس به فکر آینده و زندگی جدید خودتان باشید که چگونه خواهید زیست. وقتی هلال ماه شوّال نمایان شد، فریاد فرشتگان برخاسته می شود که ای مؤمنان، بیایید و جوایزتان را دریافت کنید».


مهم ترین مراسم عید فطر

در عید فطر، مسلمانان خدا را شکر می نمایند که یکی از بزرگ ترین کلاس های تربیتی اسلام را در یک ماه دیده، و از درس های مختلف آن، به اندازه استعداد و آمادگی خویش استفاده کرده اند و آن را با روح و جان خویش آمیخته و بر الواح دل های پاک خود ثبت نموده اند. عید سعید فطر، به قشر خاصی اختصاص ندارد و تمام طبقات جامعه اسلامی، همه در صف بندگی خداوند به دعا و مناجات با او می پردازند و نماز عید فطر را با شکوهی بسیار به جا آورده و دل های پاک شده در ماه رمضان را، آماده دریافت پندهای اخلاقی می سازند.


روز شکوفایی سعادت

در مکتب پرفیض ماه رمضان، فطرت انسانی جان گرفته و به صحنه زندگی گام می گذارد و استعدادهای معنوی آدمی را شکوفا می نماید و آن گاه می توان فرد را سعید و نیک بخت نامید. مؤمنان واقعی که زمینه خوش بختی در نهدشان بوده، در پرتو معارف روح بخش رمضان، استعداد واقعی خود را باز می شناسند و به سوی هدف نهایی گام برمی دارند و به سعادت حقیقی می رسند. عید سعید فطر، عید سعادتمندان، و روز شکوفایی استعدادهای معنوی و روحانی است. از مهم ترین عواملی که موجب رسیدن به سعادت واقعی و بهره وری بیشتر این روز می شود، می توان به این موارد اشاره کرد: پوشیدن لباس نیکو، استفاده از عطر و بوی خوش، پرداختن زکات فطره، خواندن زیارت امام حسین علیه السلام ، خواندن دعای ندبه، دید و بازدید اقوام و نزدیکان، غسل کردن و زیارت اهل قبور.


پرهیز از سرگرمی و بازی در روز عید فطر
در روز عید فطری امام حسن مجتبی علیه السلام عده ای را دیدند که سرگرم بازی های بی محتوا بودند و خنده های بلند سر می دادند. در این هنگام، امام لحظه ای در کنارشان ایستادند و به آنها فرمودند: «امروز روزی است که بندگان خدا باید به وسیله اطاعت از دستورات او، به سوی جلب رضایتش از یکدیگر سبقت بگیرند. در این روز عده ای سبقت گرفته و پیروز می شوند و عده ای نیز شکست می خورند. تعجب می کنم از کسانی که در این روز که نیکوکاران پاداش می گیرند و باطل پیشگان زیان می بینند، به بازی و خنده می پردازند. به خدا سوگند اگر پرده ها فرو افتد، نیکوکار می اندیشد که چرا بیشتر عمل نیک انجام ندادم و بدکار می گوید چرا بد می کردم».


دعای امام سجاد علیه السلام در عید فطر
زینت عبادت کنندگان، حضرت علی بن الحسین علیه السلام در روز عید فطر، اهتمام زیادی به اعمال این روز داشتند و همواره دست به دعا برمی داشتند و به مناجات و راز و نیاز با حضرت حق می پرداختند. در بخشی از دعای ایشان در روز عید فطر چنین آمده است: «خداوندا، مابه سویت توبه می کنیم در روز عید فطر که آن را برای اهل ایمان روز عید و شادی قرار دادی و برای اهل دین خود، روز اجتماع و همیاری مقرر نمودی. پس از گناهانی که مرتکب شده ایم و از کارهای ناپسندی که انجام داده ایم به پیشگاه تو، توبه می نماییم».


عید سعادتمندان
عید سعید فطر، از شمار اعیاد بزرگ اسلامی است که به دلیل اهمیت و عظمت خاص آن، در روایات اسلامی برای این روز دعاها و اعمال خاصی ذکر شده است. تمامی مسلمانان که یک ماه روزه و تسلط بر غریزه ها و خواسته های نفس را به منظور اطاعت از خواست الهی پشت سر گذاشته اند، پایان این برنامه عظیم عبادی را جشن می گیرند و طبیعی است که ماهی به عظمت و شکوه رمضان که سراسر فیض و برکات الهی در آن نازل می شود، عیدی به بزرگی فطر می طلبد. البته باید به این حقیقت توجه داشت که بر اساس فرمایش حضرت علی علیه السلام این روز، برای کسی عید است که روزه اش قبول و نماز و عبادتش پذیرفته گردد. و آنان که در استفاده صحیح از برنامه انسان ساز ماه رمضان کوتاهی کردند، در پشیمانی و حسرت به سر می برند.


عید فطر در کشورهای اسلامی
در کشورهای اسلامی، عید سعید فطر ارزش و اهمیت فراوانی دارد. مسلمانان از چند روز قبل خود را برای این روز عزیز آماده می کنند و در این روز، پس از انجام اعمال مخصوص، لباس های نو می پوشند، عطر می زنند و به دیدن یکدیگر می روند. شیرینی و شربت در مجالس و محافل و منازل بین افراد تقسیم می کنند و به کودکان عیدی می دهند. از آن گذشته، به کمک محرومان و مستمندان می شتابند و تا حد امکان، از مشکلات و نیازهای آنها می کاهند. نیز به عیادت بیماران و مریضان می روند تا آنها را هم در این روز عزیز خوشحال و خرسند نمایند.

behruz بازدید : 25 چهار شنبه 16 / 05 / 1392 زمان : 6:16قبل از ظهر نظرات ()

تعداد صفحات : 2

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
سلام به شما بازدید کنندگان گرامی سایت نیک نگار هدف دارد هر گونه اطلاعات رو برای شما عزیزان به نمایش بگذارد شما میتوانید درخواست بدید و درباره ی موضوعی که شما دوست دارید مطالب بذاریم. مدیر سایت : بهروز نوروزی
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات
    نویسندگان
  • behruz
  • niknegar
  • آرشیو
  • 1394
  • 1392
  • نظرسنجی
    از این سایت راضی هستید؟


    نظر شما درباره این سایت چیست؟





    اس ام اس نیک نگار

    سلام عزیزان

    شما می توانید با ارسال اس ام اس های زیبای خود به سایت نیک نگار آن ها را به نمایش بذارید.

    شما میتوانید از بخش نظرات یا شماره تلفن 09391479581 اس ام اس هایتان را ارسال کنید و لطفا اسم و نام شهرتون رو هم بنویسید.

    با تشکر مدیر سایت

    اس ام اس شماعزیزان
    زندگی جون از شهرضا: پسری پدرش رو به خاطر پیری و اینکه همسرش از دست پدر شوهرش خسته شده بود داخل سبدی پشت خودش گذاشت و در دهکده ای دور دست رها کرد. چند سال گذشت و پسره پیر شد عروس و پسرش خسته شده بودند و با همان سبد به همان دهکده بردند، پدر به پسر گفت : این سبد را نگهدار پسرت به آن احتیاج پیدا میکند!!!


    رضا جون از اردبیل: به سلامتی بی سوادی که بهش گفتن عشق چند حرفه گفت 4 حرف و بهش خندیدن ولی هیچ کس نفهمید عشق اون( رفیق ) بود...


    مریم جون از گرگان: سلامتی اون صبحی که وقتی بیدار میشی خودشو بغل کرده باشی ن یادشو.


    فاطمه جون از شیراز: هر کی عاشق میشه میگه میمیرم برات، چرا یکی نمیگه میمونم باهات...

    آمار سایت
  • کل مطالب : 1231
  • کل نظرات : 33
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 6
  • آی پی امروز : 4
  • آی پی دیروز : 13
  • بازدید امروز : 8
  • باردید دیروز : 17
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 294
  • بازدید ماه : 760
  • بازدید سال : 1,330
  • بازدید کلی : 131,407