close
چت روم
لطیفه

loading...

نیک نگار بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی

لطیفه

خوش آمدید به سایت نیک نگار

با عرض سلام خدمت شما بازدید کننده محترم


خوش آمدید به سایت نیک نگار


به علت به روز بودن سایت پیشنهاد می شود از تمامی صفحات سایت دیدن کنید یا برای جستجوی بهتر از بخش موضوعات سایت استفاده کنید


سایت نیک نگار با تمامی سایت ها تبادل لینک میکند برای نبادل لینک میتوانید از تبادل لینک اوتوماتیک استفاده کنید


 لطفا جهت حمایت از ما، ما را از نظرات و پیشنهادها و انتقاد ها از بخش نظرات آگاه سازید و همچنین می توانید با عضویت در سایت ما را یاری کنید.


برای تبادل بنر از تماس با ما استفاده کنید


برای گذاشتن تبلیغات در سایت از تماس با ما استفاده کنید یا به شماره 09391479581 پیامک بزنید آدرس ایمیلم هم bn.norozi1995@yahoo.com


لطیفه زن و شوهرها2 _ نیک نگار

 

 

لطیفه زن و شوهرها 2

زن: عزیزم! تو چرا یه پالتو پوست واسم نمی خری؟ اگه من سرما بخورم و بمیرم که خرج کفن و دفن من برات بیشتر تموم می شه.

مرد:آره می دونم، ولی اون خرج فقط یه دفعس، آدم یه بار خرج می کنه و واسه همیشه راحت می شه!

لطیفه زن شوهرها

لطیفه زن شوهرها

زن و شوهری به سینما رفتند. در اواخر فیلم، زن شوهرش را صدا زد و گفت: این کسی که بغل دست من نشسته از اول فیلم خوابه تا حالا خوابه. مرد با ناراحتیجواب داد: به درک که خوابه، حالا چرا منو از خواب بیدار کردی؟!

لطیفه زن شوهرها

لطیفه زن شوهرها

مردی که با اوقات تلخی از خانه بیرون آمده بود، نزدیک ظهر گرسنه شد با تلفن عمومی به خانه اش تلفن کرد و گفت: الو، عزیزم! خواستم ببینم ناهار چی درست کردی؟

زن با عصبانیت گفت: زهر مار! مرد گفت: خوبه، خواستم بگم من ناهار نمیام، خودت تنهایی بخور!

لطیفه زن شوهرها

لطیفه زن شوهرها

شخصی قاطری داشت که با لگد انداختن، زنش را کشته بود. هنگامی که اطرافیان برای تسلیت به خانه او می آمدند، مرد ها پس از عرض تسلیت، آهسنه به او گفتند: اگر قاطرت ر بفروشی، به قیمت خوبی می خریم!

لطیفه زن شوهرها

لطیفه زن شوهرها

زن: بازم جلوی مردم به من گفتی احمق؟!

شوهر: نمی دونستم این راز باید بین من و تو مخفی بمونه!

لطیفه زن شوهرها

لطیفه زن شوهرها

behruz بازدید : 33 10 / 06 / 1392 زمان : 2:14قبل از ظهر نظرات ()

لطیفه زن و شوهرها(1) _ نیک نگار

 

 

 

 

 

شوهرعزیزم! منو ببخش که یه سیلی زدم توی گوش قشنگت! خواهش می کنم زن عزیزم! واسه این که تفاهممون بیشتر بشه، منم یه سیلی می زنم توی گوش خوشگلت!

لطیفه زن و شوهرها

چند روز بعد از عروسی، بین عروس و داماد دعوای شدیدی در گرفت. داماد گفت: اگه تو منو دوست نداشتی و نمی خواستی با من زندگی کنی، چرا بله گفتی؟

عروس گفت: خیلی اشتباه می کنی، اون موقع که من بله گفتم، واسه این بود که یکی پشت سرم گفت:(داماد مثل میمونه) منم گفتم بله!

لطیفه زن و شوهرها

مرد:عزیزم! یک هدیه تولد سورپریز برایت دارم.

زن: چقدر عالی، چی هست؟

مرد: اسم تو را روی ویروس جدیدی که طراحی کرده ام، گذاشته ام!

لطیفه زن و شوهرها

خانمی عکس زنی را در کیف شوهرش دید و با ناراحتی پرسید: این عکس کدام اکبیری است که داخل کیف گذاشته ای؟ شوهر با خونسردی گفت: عکس جوانی های سرکار!

لطیفه زن و شوهرها

 

بیماری را که پزشکان جواب کرده بودند از بیمارستان به خانه آوردند. بیمار ناله کنان از زنش پرسید: خانم! بالاخره دکترا مرگ مرا نگفتند؟ زن گفت: چیزی نیست، کمی ضعیف شده ای، باید تقویت بشی. بیمار گفت: خب، همان گوسفندی که در حیاط نگهداری میکنی سر ببر و گوشتش را کباب کن بخورم تا قوت بگیرم. زن گفت: نه بابا! آن گوسفند مال مراسم ختم توست!

لطیفه زن و شوهرها

 

زنی سراسیمه وارد اداره ی بیمه شد و گفت: بفرما، این بیمه ی عمر شوهرم، این هم گواهی فوتش. کارمند بیمه ورقه را نگاه کرد و گفت: همشیره! عوضی گرفتین، این بیمه ی عمر نیست، بیمه ی آتش سوزی! زن دو دستی زد توی سر خودش و گفت: ای دل قافل! دیدی چی شد باید آتیشش می زدم!

لطیفه زن و شوهرها

 

behruz بازدید : 23 دو شنبه 04 / 06 / 1392 زمان : 10:23بعد از ظهر نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
سلام به شما بازدید کنندگان گرامی سایت نیک نگار هدف دارد هر گونه اطلاعات رو برای شما عزیزان به نمایش بگذارد شما میتوانید درخواست بدید و درباره ی موضوعی که شما دوست دارید مطالب بذاریم. مدیر سایت : بهروز نوروزی
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات
    نویسندگان
  • behruz
  • niknegar
  • آرشیو
  • 1394
  • 1392
  • نظرسنجی
    از این سایت راضی هستید؟


    نظر شما درباره این سایت چیست؟





    اس ام اس نیک نگار

    سلام عزیزان

    شما می توانید با ارسال اس ام اس های زیبای خود به سایت نیک نگار آن ها را به نمایش بذارید.

    شما میتوانید از بخش نظرات یا شماره تلفن 09391479581 اس ام اس هایتان را ارسال کنید و لطفا اسم و نام شهرتون رو هم بنویسید.

    با تشکر مدیر سایت

    اس ام اس شماعزیزان
    زندگی جون از شهرضا: پسری پدرش رو به خاطر پیری و اینکه همسرش از دست پدر شوهرش خسته شده بود داخل سبدی پشت خودش گذاشت و در دهکده ای دور دست رها کرد. چند سال گذشت و پسره پیر شد عروس و پسرش خسته شده بودند و با همان سبد به همان دهکده بردند، پدر به پسر گفت : این سبد را نگهدار پسرت به آن احتیاج پیدا میکند!!!


    رضا جون از اردبیل: به سلامتی بی سوادی که بهش گفتن عشق چند حرفه گفت 4 حرف و بهش خندیدن ولی هیچ کس نفهمید عشق اون( رفیق ) بود...


    مریم جون از گرگان: سلامتی اون صبحی که وقتی بیدار میشی خودشو بغل کرده باشی ن یادشو.


    فاطمه جون از شیراز: هر کی عاشق میشه میگه میمیرم برات، چرا یکی نمیگه میمونم باهات...

    آمار سایت
  • کل مطالب : 1231
  • کل نظرات : 33
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 6
  • آی پی امروز : 1
  • آی پی دیروز : 8
  • بازدید امروز : 30
  • باردید دیروز : 12
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 30
  • بازدید ماه : 408
  • بازدید سال : 3,741
  • بازدید کلی : 137,035
  • کدهای اختصاصی