close
چت روم

مشاوره تلفنی درمان بیماری ها متخصص گیاهان دارویی و طب سنتی حکیم محمد صدیقی

– 09120580638-02165114469–09155077358 – 

مشاوره طب سنتی انلاین در تلگرام

ایدی پاسخگو سوالات پزشکی  @Kh_sedighi
    کانال طب سنتی
https://telegram.me/atarishahjahan

و درمان تمام بیماری ها در طب سنتی و گیاهان داروی

مشاوره 09120580638 - 09155077358

از جمله درمان های:

جنسی+ چاقی و لاغری+دیابت+الزایمر+نازایی+سنگ کلیه+لک های صورت

+سردرد های شدید+دیسک کمر و رگ سیاتیک+پوکی استخوان+تقویت کننده اعصاب،آرام بخش،تقویت کننده قلب،ضدانگل قوی،تصفیه کننده خون.

و درمان معده+درمان تقویت حافظه+درمان یائسگی+درمان...

√ رفع سنگ کلیه.سنگ مثانه.سنگ کیسه صفرا
درمان عفونت و کیستها
√درمان سردرد های میگرنی و سینوزیتی
√درمان بیماری های قلبی و عروقی وتصلب شرائین و واریس
√ درمان آسم و تنگی نفس
√درمان گیاهی مغز و اعصاب و ضد افسردگی
√درمان بیماری پوستی و اگزما
√درمان درد مفاصل و استخوانی و عضلات
سیاتیک رفع ورم عضلات و نقرص 
√رفع بواسیر و شقاق مقعد،سندروم روده،رفع یبوست و اسهال
√رفع ورم معده و روده،ضد نفخ،درمان سوهاضمه و گوارش
√درمان کاهش چربی خون،کلسترول خون،قند خون(دیابت)،فشار خون
√جلوگیری از ریزش مو و تحریک رشد مو سر و ابرو
√رفع پلاک میکروبی دندان و ضد التهاب لثه و حفره دهان
√درمان بیماری های دستگاه تناسلی(نازایی.و قاعده اور)
و درمان پروستات 
√افزایش شیر مادر،تسکین درد های قاعدگی و انواع بیماری زنان
√برطرف‌کردن بوهای نامطبوع بدن
√تقویت نیرو جنسی و بازگشت نیروی جوانی
√برطرف کردن کم خونی

+دمنوش های مفید+عرقیات مفید+ و هر بیماری دیگری..

درمان با گیاهان دارویی و طب سنتی
حکیم محمد صدیقی
تهران و کرج حضوری میتونید تشریف بیارید وشعبه گیلان رو هماهنگ کنید
شهرستان ویزیت تلفنی و ارسال ازمایشات
در تلگرام واتس اپ و سروش
  09120580638-02165114469–09155077358  
 
تنگ کننده واژن با دارو گیاهی ماریانا
کلیک کن روی لینک
حجم دهنده طب سنتی روغن خراطین
   
پودر گیاهی چربی سوز و ضد اشتها 
 
    
درمان نازایی با گیاهان دارویی و طب سنتی
 
 
 
 
عطاری شاه جهان حکیم محمد صدیقی
 
 
 
 
 
 عطاری شاه جهان محمد صدیقی
حکیم محمد صدیقی 
 
 
 
 
اصول و فروع دین
loading...

نیک نگار بزرگترین سایت سرگرمی و تفریحی

اصول و فروع دین

خوش آمدید به سایت نیک نگار

با عرض سلام خدمت شما بازدید کننده محترم


خوش آمدید به سایت نیک نگار


به علت به روز بودن سایت پیشنهاد می شود از تمامی صفحات سایت دیدن کنید یا برای جستجوی بهتر از بخش موضوعات سایت استفاده کنید


سایت نیک نگار با تمامی سایت ها تبادل لینک میکند برای نبادل لینک میتوانید از تبادل لینک اوتوماتیک استفاده کنید


 لطفا جهت حمایت از ما، ما را از نظرات و پیشنهادها و انتقاد ها از بخش نظرات آگاه سازید و همچنین می توانید با عضویت در سایت ما را یاری کنید.


برای تبادل بنر از تماس با ما استفاده کنید


برای گذاشتن تبلیغات در سایت از تماس با ما استفاده کنید یا به شماره 09391479581 پیامک بزنید آدرس ایمیلم هم bn.norozi1995@yahoo.com


برزخ دریچه ای به بهشت و جهنم _ نیک نگار

در برزخ، آسمان هست و زمین هست چون عالَم صورت است، و موجودات و نفوس برزخیه اطلاع از دنیا دارند و از آسمانها و زمین مطلعند، البته حیات آنها در ملکوت آسمان و زمین است. و اما آن آیه مبارکه: «النارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْهَا غُدُوا وَ عَشِیا وَ یَوْمَ تَقُومُ الساعَةُ أَدْخِلُو´ا ءَالَ فِرْعَوْنَ أَشَد الْعَذَابِ؛ هر صبح و شام بر آتش عرضه می شوند و روزی که رستاخیز برپا شود (فرمان می رسد که) فرعونیان را در سخت ترین عذاب داخل کنید» (غافر/46) از چند جهت میتوان از آن استفاده نمود که راجع به عالم برزخ است نه عالم قیامت کبری:

اول از عنوان "غُدُو و عَشی" زیرا همانطور که ذکر شد در قیامت کبری، روز و شب نیست.

دوم از عنوان یُعْرَضُونَ عَلَیْهَا زیرا که معنایش اینست که مشرکین را عرضه بر آتش میدارند، و معنی عرضه آن نیست که در آتش می افکنند، بلکه آنست که پهلوی آتش میبرند و در کنار آن قرار میدهند و آتش را به آنان می نمایانند بطوریکه لهیب و شعله آتش، آنانرا فرا نمی گیرد، ولیکن از حرارت آن اجمالاً به آنها میرسد و از منظره دهشتناک آن متألم و متأثر میگردند. بهشت و جهنمِ قیامتی در برزخ نیست بلکه راهروئیست برای قیامت و دریچه ایست برای آن. «یُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إلَی الْجَنةِ وَ یُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إلَی النارِ؛ دری از برزخ بسوی بهشت، و دری از برزخ بسوی جهنم می گشایند و دریچه ای از عالم قبر به آن دو باز میکنند» (کافی ج3 باب المسأله فی القبر ص 240-236).

سوم آنکه در دنبال آیه میفرماید: «وَ یَوْمَ تَقُومُ الساعَةُ أَدْخِلُو´ا ءَالَ فِرْعَوْنَ أَشدَ الْعَذَابِ». پس از آنکه هر صبح و شب بر آتش عرضه میشوند، این معنی ادامه دارد تا وقتیکه ساعت قیامت میرسد، در آن هنگام به ملائکه عذاب خطاب میشود که در حال، آل فرعون را در شدیدترین عذابی وارد کنید. پس معلوم میشود که قبل از قیامت، آنها در عذابی بوده اند که آن عذاب در درجه نهایت نبوده است و اینک آن عذاب غائی و نهائی به آنها میرسد. آن محل و عالمی که آل فرعون معذبند ـ نه به عذاب نهائی ـ آن را عالم برزخ گویند.

اما علت آنکه آیه: «لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِیهَا بُکْرَةً وَ عَشِیا؛ و صبح و شام روزیشان در آنجا برقرار است» (مریم/ 62) اختصاص به برزخ دارد، آنستکه صبح و شب و تدریج زمان، از حرکت شمس و قمر و زمین یا فلک الافلاک و نسبت های خاصه بین آنها پیدا میشود، و یا از امتداد حرکت جوهریه که در باطن و ذات موجودات است پدید می آید؛ و در قیامت که آسمان و زمین نیست و أصلاً حرکتی نیست، بنابراین نسبت بین آنها نیز که از آن انتزاع زمان میشود وجود ندارد: «مُتکِـِینَ فِیهَا عَلَی الاْرَآئکِ لاَ یَرَوْنَ فِیهَا شَمْسًا وَ لاَ زَمْهَرِیرًا؛ که در آنجا بر تخت ها تکیه زنند. در آنجا نه (گرمای) آفتاب بینند و نه سرما» (انسان/13).

و نیز میتوان برای اثبات و وجود عالم برزخ، به این آیه تمسک جست: «إِذِ الاْغْلَـلُ فِی ´ أَعْنَـقِهِمْ وَ السلَـسِلُ یُسْحَبُونَ * فِی الْحَمِیمِ ثُم فِی النارِ یُسْجَرُونَ؛ آن کسانیکه در آیات خدا مجادله میکنند و تکذیب کتاب خدا را می نمایند و به آنچه خداوند به پیامبرانش ارسال داشته است تکذیب میکنند، پس بزودی خواهند دانست، در زمانی که غلها و سلسله ها در گردنهای آنان آویخته شود و بسوی حمیم کشانده گردند و سپس در آتش، آتش زده شوند» (غافر/72و71).

 

حَمیم چیز گرم را گویند چون آب گرم، هوای گرم و امثال آن، و سَحْب به معنای کشاندن است، و سَجْر بمعنای آتش زدن است؛ سَجَرَ التنور یعنی تنور را آتش زد. و ثُم همانطور که ذکر کردیم بمعنای تراخی و انفصال است، یعنی پس از مدت و زمانی؛ و بنابراین معنای آیه اینطور میشود: «این افراد جدال کننده و تکذیب کننده، اول در هوای گرم و یا آب گرم کشانیده میشوند، و سپس در آتش افکنده و در آنجا آتش زده میشوند».

معلوم است که مراد از سحب در حمیم، عالم برزخ است که از گرمای آنجا ناراحتند، و مراد از سجر در نار، عالم قیامت است که در آنجا بتمام معنی الکلمه میسوزند و به کیفر نهائی میرسند و نیز میتوان به این آیه استدلال نمود: «حتی إِذَا جَآءَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفتْهُ رُسُلُنَا وَ هُمْ لاَ یُفَرطُونَ * ثُم رُدو´ا إِلَی اللَهِ مَوْلَاهُمُ الْحَق أَلاَ لَهُ الْحُکْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحَـسِبِینَ؛ تا چون زمانی که مرگ یکی از شما فرا رسد، جان او را فرشتگان قبض ارواح ما اخذ نموده و در این عمل هیچ کوتاهی نمی کنند، و سپس باز گردانیده شوند بسوی خداوند که مولای حق آنان است؛ آگاه باشید که منحصراً حکم بدست خداست و او با سرعت ترین حسابگران است» (انعام/62و61).

ثُم بمعنای فاصله است، این فاصله همان برزخ است. چون قیام مردم در مقام عَرْض در نزد پروردگار در عالم برزخ نیست، برزخ مانند دنیاست با تجردی بیشتر، که همان تجرد از ماده باشد؛ و قیام انسان در نزد حق و عالَم سؤال و میزان و حساب و مقام عَرْض، در عالم قیامت است که مقام قیامِ حقیقت نفس است به ذات خود و واقع خود، نه تنها به صورت و مثال خود. و لذا تعبیر به ثُم فرموده است: ثُم رُدوا. و نفرموده است: فَرُدوا، یعنی بین قبض روح فرشتگان و قیامت کبری فاصله ایست که پس از طی آن فاصله باید بسوی خدا که مولای حق است باز گردند.

behruz بازدید : 27 شنبه 04 / 08 / 1392 زمان : 5:44قبل از ظهر نظرات ()

معنای یوم التغابن چیست؟

معنای یوم التغابن چیست و چرا به تغابن نام گذاری شده است؟


پاسخ اجمالی
منظور از «یوم التغابن» که در قرآن کریم آمده، روز قیامت است؛ چون در آن روز براى همه مردم کشف مى ‏شود که در معامله ‏اى که کرده اند، مغبون شده‏اند، آن کس که با خدا معامله نکرده مى ‏فهمد که از معامله نکردن مغبون شده، و آن کس که در معامله ‏اش بهاى اندک دنیا به دست آورده مى ‏فهمد که از معامله کردنش مغبون شده، پس همه مردم در آن روز مغبون خواهند بود، مگر اولیای الاهی.

در واقع این جمله، استعاره از تاجرى است که در معاملات خود زیان کرده، و علاوه بر آن که سودى عایدش نشده، ضرر هم کرده و سرمایه خود را تلف نموده است. چنین است حال کفّار و اشقیا در قیامت که سرمایه عمرى که می توانستند با آن کمالات و فیوضات تمام عوالم وجود را به دست آورند، بیهوده تلف نموده و در قیامت مثل تاجر ورشکسته به حسرت و ندامت مبتلا می گردند. و اهل سعادت نیز اظهار غبن می کنند که چرا ما بیشتر اعمال صالح انجام ندادیم و ایمان و اخلاق خود را کامل تر نکردیم، تا پاداش بیشتری به ما عنایت شود.


پاسخ تفصیلی
«...ذلِک یوْمُ التَّغابُنِ...»؛[1] آن روز، روز افسوس خوردن است‏. این جمله بخشی از یک آیه قرآن کریم است که در باره روز قیامت بحث می کند. روزی که خداوند تمام مردم را در آن روز جمع می کند، برای پاداش و جزای اعمال نیک و بدشان در دنیا، آن روز، روز تغابن است.

در این که «تغابن» به چه معنا است، و چرا یکی از اسامی قیامت روز تغابن نامیده شده، مفسران با توجه به روایات وارده در تفسیر این آیه، نظریاتی ارائه نموده اند. پیش از بیان آرای مفسران در این باره، تبیین معنای تغابن ضروری به نظر می رسد.

«غبن» به معنای زیان وارد کردن بر کسی در معامله، فریفتن، زیان دیدن در خرید و فروش، افسوس، و دریغ است.[2]  واژه «تغابن» باب تفاعل[3] از مصدر «غبن» به این معنا است که انسان با کسى که با او معامله مى ‏کند از راهى که او متوجه نشود، کلاه سر او بگذارد.

 

به عنوان مثال اگر چیزی مى ‏خرد پول کمترى بدهد، و اگر مى ‏فروشد پول بیشترى بگیرد. منظور از «یوم التغابن» که در قرآن آمده، روز قیامت است؛ چون در آن روز براى همه مردم کشف مى ‏شود که در معامله ‏اى که آیات قرآن[4] بدان اشاره نموده، مغبون شده ‏اند، در روز قیامت براى همه این معامله ‏گران کشف مى‏ شود که مغبون شده‏اند، آن کس که معامله نکرده مى ‏فهمد که از معامله نکردن مغبون شده، و آن کس که در معامله ‏اش بهاى اندک دنیا به دست آورده مى ‏فهمد که از معامله کردنش مغبون شده، پس همه مردم در آن روز مغبون خواهند بود.[5]

با توجه به این معنا از «غبن»، نظر برخی از مفسران را در فلسفه نام گذاری قیامت به روز غبن، مرور می کنیم.

یک: غبن در آیه مورد اشاره، استعاره از تاجرى است که در معاملات خود زیان کرده، و علاوه بر آن که سودى عایدش نشده، ضرر هم کرده و سرمایه خود را تلف نموده است. چنین است حال کفّار و اشقیا در قیامت که سرمایه عمرى که می توانستند با آن کمالات و فیوضات تمام عوالم وجود را به دست آورند، بیهوده تلف نموده و در قیامت مثل تاجر ورشکسته به حسرت و ندامت مبتلا می گردند.[6]

دو: «یوْمُ التَّغابُن» روزی است که اهل جنت، دوزخیان را به زیان اندازند، چنانچه از امام صادق (ع) نقل شده است: «یوم التغابن یوم یغبن اهل الجنة اهل النار»،[7] به این معنا که اهل جنت در بهشت مالک مکانى می شوند که براى دوزخیان در نظر گرفته شده بود اگر مسلمان می شدند، و چون مسلمان نشدند بهشتیان وارد آن جا می شوند و آنها را در حرمان و زیان ابد می اندازند.[8] 

 

به بیان دیگر، روز قیامت هنگامى است که غبن بعض افراد در اثر بعض دیگر است؛ به این که سعداء منازل اشقیا را در بهشت مالک مى‏ شوند و بر عکس؛ کافر خیر و سعادت را ترک نموده و مؤمن حظ و سهم خود را از دنیا ترک نموده و از آخرت سهم خود را از نعمت ها گرفته است، در نتیجه مؤمن غابن و کافر مغبون است. به بیان سوم، تغابن از باب تفاعل مشتق از غبن است و آن گرفتن شرّ و ترک خیر است، یا گرفتن خیر و ترک شرّ است، و چون کافر سهم خود را از آخرت ترک نموده و حظّ خود را از دنیا گرفته، پس ترک خیر و اخذ شرّ نموده، پس در آن روز غابن و مغبون هر دو ظاهر شوند.[9]

سه: معنای آیه این است: هنگامی که پروردگار همه افراد بشر را از اولین و آخرین در صحنه قیامت گرد هم خواهد آورد، روزى است که غبن هر یک از افراد بشر ظاهر و آشکار می شود که در دنیا اعمال صالحى که به جا آورده چه نتیجه و اجر و ثوابى عاید او شده است و هم چنین کفار که دوره زندگى و فرصت خود را از دست داده فریفته شده، جز خسارت و ضرر و عقوبت همیشگى براى خود آماده ننموده است.

خلاصه مفاد «یوْمُ التَّغابُنِ» آن است که از جمله وقایع روز قیامت آن است که غبن و مغبون بودن هر فردى از اولین و آخرین در آن صحنه آشکار مى ‏شود که در دوره زندگى و نیروها و حرکات اختیارى که به کار برده به نفع و سود خود بوده و یا به ضرر و زیان خود اقدام نموده و جز ضرر و عقوبت کسب ننموده است. و تغابن ظهور غبن هر فردى در هر معامله و هر اقدامى است که در انجام فعل اختیارى به کار برده است. و براى عموم بشر غبن هر فردى آشکار می شود و یا غبن هر یک از افعال براى خصوص فاعل آشکار می شود.[10]

چهار: «ذلِک یوْمُ التَّغابُنِ»، یعنی اهل سعادت اظهار غبن می کنند که چرا ما بیشتر اعمال صالحه به جا نیاوردیم و ایمان و اخلاق خود را کامل تر نکردیم تا جزاى بیشتر به ما عنایت شود، حتى فقرا آرزو می کنند اى کاش در دنیا احدى یک لقمه نانى یا درهمى به ما نداده بود تا عوض آن را خداوند عطا فرماید، و اهل باطل می گویند اى کاش ایمان آورده بودیم و عمل صالح انجام می دادیم تا از عذاب نجات پیدا می کردیم.[11]

خلاصه این که از اطلاق جمله «ذلِک یَوْمُ التَّغابُنِ» و با استناد به حدیث نبوى - هنگامی که اولین و آخرین از سلسله بشر در صحنه قیامت گرد آیند، منادى پروردگار ندا کند برخیزند گروهى از اهل ایمان که آخر شب از بستر برخاسته‏اند براى تهجد، آن گاه گروهى اندک برخیزند و به سوى بهشت روانه شوند-[12] می توان احتمال داد که جز گروهی از اولیای الاهی، هیچ کس از غبن و حسرت روز جزا ایمن نخواهد بود.

behruz بازدید : 35 پنج شنبه 31 / 05 / 1392 زمان : 3:6قبل از ظهر نظرات ()

تولّي و تبرّي در قرآن و روايت چگونه ترسيم شده است؟

پرسش :
تولّي و تبرّي در قرآن و روايت چگونه ترسيم شده است؟


پاسخ :
ما در اسلام دو اصل به نام تولّي و تبرّي داريم، يا به تعبير ديگر: «حبّ في الله» و «بغضٌ في الله» كه هر دو در واقع اشاره به يك حقيقت است، طبق اين دو اصل ما موظفيم دوستان خدا را دوست داريم و دشمنان خدا را دشمن، و پيشوايان بزرگ دين يعني پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ و امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ را در همه چيز اسوه و الگوي خود قرار دهيم.
اين دستور به قدري مهم است كه در آيات قرآن به عنوان نشانة ايمان، و در روايات اسلامي به عنوان «اوثقُ عري الايمان»[1] محكمترين دستگيرة ايمان معرفي شده است، و تا تولّي و تبرّي نباشد، بقيه اعمال و عبادات و اطاعات، بي‌حاصل شمرده شده است.


اين تولّي و تبرّي يا «حبّ في الله و بغض في الله» يكي از گام‌هاي بسيار مهم و مؤثر در تهذيب نفس و سير و سلوك الي الله است، روي همين اصل، بسياري از علماي اخلاق، وجود استاد و مربي را براي رهروان اين راه، لازم شمرده‌اند.


الف: تبري و تولّي از ديدگاه آيات قرآن
1. «قد كانت لكم اسوة حسنه في ابراهيم و الذين معه اذ قالوا لقومهم انّا براء منكم و مما تعبدون من دون الله»[2]


سرمشق خوبي در زندگي ابراهيم و كساني كه با او بودند براي شما وجود داشت، در آن هنگام كه به قوم (مشرك) خود گفتند: ما از شما و آن چه غير از خدا مي‌پرستيد بيزاريم.
در آغاز اين سوره، همة مؤمنان را مخاطب ساخته، مي‌فرمايد: اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، دشمن من و دشمن خود را دوست خويش قرار ندهيد، شما نسبت به آنها اظهار محبت مي‌كنيد در حالي كه آنها نسبت به آن چه بر شما نازل شده است كفر مي‌ورزند و رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ و شما را به خاطر ايمان آوردن به پروردگارتان، از شهر و ديارتان بيرون مي‌كنند، اين نكته روشن است كه اگر هنگام تضاد «پيوندهاي محبت و دوستي» با «پيوندهاي اعتقادي و ارزشي» پيوند محبت و دوستي مقدم شمرده شود، پايه‌هاي اعتقاد و ارزش‌ها متزلزل مي‌گردد و انسان تدريجاً به سوي باطل و فساد گرايش پيدا مي‌كند، و نكتة اساسي «حبّ في الله و بغضٌ في الله» يا به تعبير ديگر «تولاي اولياء الله و تبراي از اعداء الله» نيز همين است.


سپس در آية چهارم همين سوره، مسلمانان را به پيروي از ابراهيم ـ عليه السّلام ـ و يارانش، به عنوان يك (اسوه حسنه) و (الگوي زيباي پرارزش) دعوت كرده، چرا كه انتخاب سرمشقها و الگوهاي پاك و باايمان و شجاع و مقاوم، تأثير عميقي در پاكسازي روح و فكر و اخلاق و اعمال انسان دارد.


2. «الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الي النور، و الّذين كفروا اولياء هم الطاغوت يخرجونهم من النور الي الظلمت اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون»[3]


خداوند ولي و سرپرست كساني است كه ايمان آورده‌اند، آنها را از ظلمت‌ها، به سوي نور خارج مي‌سازد، (امّا) كساني كه كافر شدند، اولياي آنها طاغوتها هستند كه آنها را از نور، به سوي ظلمتها بيرون مي‌برند، آنها اهل آتشند و هميشه در آن خواهند ماند.


در اين آيه تفاوت خط مؤمنان و كافران تبيين شده است، مؤمنان به خدا وابسته‌اند و از صفات جمال و جلال او سرمشق مي‌گيرند، و كافران، به طاغوت وابسته بوده و اعمال و اخلاق آنها بازتابي از صفات طاغوت است، خارج شدن از ظلمت ها و تاريکي ها به نور، به صورت نتيجه ولايت خداوند بر مؤمنان ذكر شده است، و خروج از نور به سوي ظلمت‌ها از آثار ولايت طاغوت، نور و ظلمت در اين آيه معناي وسيعي دارد كه تمام نيكي‌ها‌ و بديها، خوبي‌ها و زشتي‌ها و فضايل و رذايل را شامل مي‌شود![4]


آري! آن كس كه در سايه ولايت الله قرار گيرد، هجرتش از رذايل به فضايل و از بديها به خوبيها آغاز مي‌گردد؛ زيرا سرمشق او در همه جا صفات جلال و جمال خداست، او به سوي پاكي مي‌رود، چرا كه ذات مقدس خدا از هر گونه آلودگي و نقص، پاك و منزه است، او به سوي رحمت و رأفت، جود و سخاوت پيش مي‌رود، چرا كه ذات خداوند، رحمان و رحيم، جواد و كريم است، و به همين ترتيب، حركت به سوي فضايل ديگر شروع مي‌شود؛ زيرا كه نقطة اميد و مقصد و مقصود و معبود و محبوب، اوست.


درست عكس اين حركت، يعني از فضائل به سوي رذائل از آن كساني است كه طاغوت، بت هاي بي‌شعور و بي‌خاصيت و فاقد چشم و گوش و هوش، و همچنين انسان‌هاي طغيانگر و خودكامه را ولي خود قرار داده‌اند.


3. «لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنه لمن كان يرجو الله و اليوم الاخر و ذكر الله كثيراً»[5]

براي شما در (رفتار) فرستادة خدا پيروي نيكوست براي آنان كه اميدوار به خدا و روز ديگرند، و خدا را بسيار ياد كنند.


اين آيه كه ناظر به جنگ احزاب است، نه تنها در ميدان جنگ احزاب كه مصداق جهاد اصغر محسوب مي‌شد، پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ اسوه و الگو بود، بلكه در ميدان جهاداكبر و مبارزه با هوا و هوسهاي نفساني و تهذيب اخلاق نيز اسوه و سرمشق بسيار مهمي بود، و آن كسي كه بتواند گام در جاي گامهاي آن بزرگوار بنهد، اين راه پرفراز و نشيب را با سرعت خواهد پيمود.


قابل توجه اين كه در اين آيه، علاوه بر مسأله ايمان به خدا و روز جزا (لمن كان يرجوا الله و اليوم الاخر)، روي ياد خدا نيز تكيه شده است، و با ذكر جمله (و ذكرالله كثيراً) نشان مي‌دهد آنها كه بسيار به ياد خدا هستند، از هدايت‌هاي چنين پيشوايي الهام مي‌گيرند؛ زيرا ايمان و ذكر خدا، آنها را متوجه مسئوليت‌هاي بزرگشان مي‌كند، در نتيجه به دنبال رهبر و پيشوايي مي‌گردند، و كسي را بهتر از رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ براي اين كار نمي‌يابند.[6]


ب. تولّي و تبرّي از ديدگاه احاديث

احاديث بسيار فراواني در كتب اسلامي اعم از شيعه و سني در زمينة تولي و تبرّي آمده است، و به قدري در اين باره اهميت داده شده كه كمتر چيزي نظير آن ديده مي‌شود.


1. زراره از امام محمد باقر ـ عليه السّلام ـ نقل مي‌كند: بني الاسلام علي خمسة الاشياء، علي الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولاية، قال زراره: فقلتُ ايّ شي من ذلك افضل؟ فقال: الولايةُ افضل؛ لانّها مفتاحُهُنَّ، و الوالي هو الدليل عليهن، اسلام بر پنج پايه بنا شده است، بر نماز، و زكات و حج و روزه، و ولايت (رهبري معصومين)، زراره مي‌گويد: عرض كردم: كداميك از اينها افضل است؟


فرمود: ولايت افضل است؛ زيرا كليد همة آنهاست، (و والي و رهبر الهي راهنما به نور چهار اصل ديگر است)، از اين تعبير به خوبي استفاده مي‌شود كه ولايت و اقتدا به اولياء الله سبب احياء‌ ساير برنامه‌هاي ديني و مسايل عبادي و فردي و اجتماعي است، و اين اشارة روشني به تأثير مسأله ولايت در امر تهذيب نفوس و تحصيل مكارم اخلاق مي‌باشد.[7]


2. ح 32: قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ انّ حول العرش منابِرٌ من نور، عليها قوم لباسهم و وجوههم نور ليسوا بانبياء، يغبطهم الانبياء و الشهداء، قالوا يا رسول الله! حلّ لنّا، قال: هم المتّحابّون في الله و المتّجالون في الله و المتزاودون في الله،[8] حضرت رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايد: در اطراف عرش الهي منبرهايي از نور است كه بر آنها گروهي هستند كه لباسها و صورتهايشان از نور است، آنها پيامبر نيستند، ولي پيامبران و شهداء به حال آنها غبطه مي‌خورند، عرض كردند: اي رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ: اين مسأله را براي ما حل كن، فرمود: آنها كساني هستند كه به خاطر خدا يكديگر را دوست دارند و براي خدا با يكديگر مجالست مي‌كنند، و براي خدا به ديدار هم مي‌روند.


3. و در «حديث قدسي خداوند» آمده که به حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ فرمود: آيا هرگز عملي براي من انجام داده‌اي؟ موسي ـ عليه السّلام ـ عرض كرد: آري! براي تو نماز خوانده‌ام، روزه گرفته‌ام، انفاق كرده‌ام و به ياد تو بوده‌ام، خداوند فرمود: امّا نماز براي تو نشانة (ايمان) است و روزه سپر آتش، و انفاق سايه‌اي در محشر، و ذكر خدا نور است، كدام عمل را براي من بجا آورده‌اي! موسي ـ عليه السّلام ـ عرض كرد: خداوندا! خودت مرا در اين مورد راهنمايي فرما، خداوند فرمود: آيا هرگز به خاطر من با كسي دوستي كرده‌اي، و به خاطر من كسي را دشمن داشته‌اي؟

 

در اين جا بود كه موسي دانست برترين اعمال حب في الله و بغض في الله است»،[9] لازم به ذكر است اين دو واژه معمولا در چهار مورد استعمال مي‌شوند: ولاء محبت و عشق و علاقه به اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ و ولاء امامت به معناي الگو قرار دادن امامان براي اعمال و رفتار خويش، و ولاء زعامت به معناي حق رهبري اجتماعي و سياسي امامان، و ولاء تصرف يا ولاء معنوي كه بالاترين مراحل. ولاء تصرف است.[10]


با توجه به قسمتي از آيات و روايات ذكر شده در باب تولّي و تبرّي، به خوبي استفاده مي‌شود كه تولّي معنايي بالاتر و عالي‌تر از دوستي دارد و آن پذيرفتن ولايت خدا و اولياي اوست، و خود را مطيع فرمان آنها كردن است، و تبرّي يعني زير بار ولايت غير خدا نرفتن است، از اين رو نخستين پيام اسلام كه از حلقوم مبارك پيامبر گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ در فضاي مكه طنين انداخت و تمام جهانيان را به سوي آن فراخواند (قولوا لا اله الا الله تفلحون) بود كه شرط رستگاري را تبرّي از غير خدا و تولّاي ولايت خدايي بيان فرمودند.

behruz بازدید : 39 چهار شنبه 30 / 05 / 1392 زمان : 5:27قبل از ظهر نظرات ()

برزخ از ديدگاه قرآن

پرسش :

ديدگاه قرآن را درباره برزخ و خصوصيات آن تشريح فرمائيد؟

 

پاسخ :

برزخ در لغت و اصطلاح: واژه برزخ در اصل به معني چيزي است كه در ميان دو شيء حائل مي‌شود و نمي‌گذارد به هم برسند.[1]

 

به حسب اصطلاح به عالمي كه ميان دنيا و عالم آخرت قرار گرفته است، برزخ گفته مي‌شود. از عالم برزخ به عالم ارواح، ‌عالم قبر، و عالم مثالي[2] نيز تعبير مي‌شود.

 

برزخ از ديدگاه قرآن: از آيات، استفاده مي‌شود كه انسان، بعد از مرگ و پيش از برپايي قيامت، دوراني زياد در عالم قبر و برزخ مي‌گذراند.

 

«ومن ورائهم برزخٌ الي يوم يبعثون»[3] (... و پشت سر آنها برزخي است، تا روزي كه برانگيخته مي‌شوند.)

 

آيه شريفه دلالت روشني بر وجود چنين عالمي دارد و تنها آيه ‌اي است كه كلمه برزخ را به صراحت بيان نموده است.

 

پس مراد به اين برزخ، عالم قبر است و مردم در آن عالم كه عالم بعد از مرگ است، زندگي مي‌كنند، تا قيامت برسد.[4] و تعبير «الي يوم يبعثون» (تا روز قيامت)، گواه بودن برزخ ميان دنيا و آخرت است.[5]

 

اين آيه مباركه تنها وجود عالمي را بنام «برزخ» اثبات مي‌كند، اما در آن، حيات وجود دارد يا نه؟ ساكت است و لكن از آيات ديگري استفاده مي‌شود كه در آن منشاء حيات واقعي براي انسان وجود دارد، كه آن را بيان مي‌نمائيم.

 

«ولا تقولو لمن يقتل في سبيل الله اموات بل احياء و لكن لا تشعرون» (به آنها كه در راه خدا كشته شدند مرده مگوئيد بلكه آنها زنده ‌اند ولي شما نمي‌فهميد.)

 

آيه فوق از دلائل روشن اثبات جهان برزخ است و به روشني بر اين كه بعد از زندگي دنيا، و قبل از قيامت زندگي به نام «برزخ» هست،[6] دلالت مي‌كند، و مي‌رساند كه شهيدان در راه خدا پس از مرگ زنده ‌اند ولي زندگي و كيفيت آن براي ما قابل درك نيست.

 

پس آيه شريفه مي‌تواند از ادله اثبات برزخ باشد، و هم دليل بر وجود حيات واقعي در آن عالم است.

 

«قالوا ربّنا امتّنا اثنتين و احييتنا اثنتين فاعترفنا بذنوبنا فهل إلي خروج من سبيلٍ»[7] (آنها مي‌گويند: پروردگارا ما را دوبار ميراندي و دوبار زنده كردي، اكنون به گناهان خود معترفيم، آيا راهي براي خارج شدن از دوزخ وجود دارد؟)

 

در اين كه منظور از «دوبار ميراند» و «دوبار زنده كردن» چيست؟ مفسران چندين تفسير ذكر كرده ‌اند كه از ميان همه اين تفاسير، اين تفسير مناسب است كه منظور از دو بار، ميراندن، مرگ در پايان عمر و مرگ در پايان برزخ است. و منظور از دو مرتبه احياء، احياي برزخي و احياي در قيامت است.[8] و[9]

 

پاداش و عذاب برزخ: در آيات قرآني به پاداش و نعمت و عذاب جهان برزخ اشاره شده است، يعني در برزخ نيز بهشت و دوزخ برزخي داريم كه شهيدان و مؤمنان پيشرو در آن متنعم و طاغيان و كافران گرفتار عذابند. نمونه بارز، پاداش شهيدان است كه در قرآن مجيد آمده است: «شهدا زنده ‌اند و نزد پروردگارشان روزي داده مي‌شوند»[10] البته روشن است كه شهيدان خصوصيتي ندارند، چرا كه قرآن گروهي از صالحان و خاصان را همين طور از آنها شمرده است.[11]

 

با اين آيه شريفه كه «قيل ادخل الجنَّه قال يا ليت قومي يعلمون»[12] (درباره‌ي مجاهدي كه جان بر كف به نام حبيب نجار[13] نازل شده است. مسلماً اين بهشت، بهشت جاويدان رستاخيز نيست، بلكه بهشت برزخي است. چون كه بر طبق آيات ورود در آن بهشت جاويدان رستاخيز، در قيامت پس از حساب محشر صورت خواهد گرفت و هنوز كسي داخل آن نشده است.

 

و يا در مورد عذاب و دوزخ برزخي، خداوند متعال درباره طاغيان همچون آل فرعون مي‌فرمايد: «مجازات دردناك آنها همان آتش است كه هر صبح و شام بر آتش عرضه مي‌شوند، و روزي كه قيامت برپا مي‌گردد و دستور مي‌دهد، آل فرعون را در اشد عذاب وارد كنيد.»[14]

 

از آنجا كه آيه شريفه مي‌فرمايد: كه آنها صبح و شام بر آتش عرضه مي‌شوند، اما در قيامت آنها را وارد اشد عذاب مي‌كند، اين به خوبي دلالت دارد كه عذاب اول عذاب برزخي است كه بعد از اين دنيا و قبل از قيام قيامت است، و كيفيت آن عرضه و نزديكي به آتش دوزخ است، و عذاب دوم مربوط به دوزخ در روز رستاخيز است كه هنوز كسي وارد آن نشده است.[15]

 

و درباره‌ي قوم نوح چنين آمده است: «... اغرقوا فادخلوا ناراً...»[16] يعني قوم نوح به خاطر خطاهاي زيادي كه داشتند غرق شدند و داخل آتش شدند.

 

مراد از اين داخل آتش شدن همان آتشي است كه در برزخ است.

 

نتيجه بيان اين آيات اين شد، بهشت و دوزخ ديگري در عالم برزخ است كه نمونه ‌اي از بهشت و دوزخ رستاخيز است. چنانكه در روايات امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ در مورد قبر وارد شده است: «قبر باغي از باغ‌ هاي بهشت است نام حفره ‌اي كه حفره‌ هاي برزخ.»[17]

 

خصوصيات برزخ:

الف) از روايات بسياري استفاده مي‌شود هنگامي كه انساني را در قبر گذاشتيد دو فرشته از فرشته‌ هاي الهي به نام‌ هاي نكير و منكر به سراغ او مي‌آيند، و از اصول عقايد او، توحيد و نبوت و ولايت، و از چگونگي مصرف كردن عمر در طرق مختلف، و طريق كسب اموال و مصرف آنها از او سئوال مي‌كنند.[18]

 

ب) فشار قبر: به نظر مي‌رسد كه فشار قبر اولين نقطه كيفرهاي عالم برزخ است. و طبق روايات زيادي وجود فشار قبر امري مسلم است. چنانكه رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمودند: «هيچ مؤمني نيست مگر اين كه فشاري در قبر دارد.»[19]

 

ج) ارتباط برزخ با اين جهان: روايات متعددي وجود دارد كه نشان مي‌دهد روح به هنگام انتقال به عالم برزخ به كلي از دنيا بريده نمي‌شود، بلكه گهگاه با آن ارتباط برقرار مي‌كند.

 

محتواي يكي از روايات اين است كه «افراد با ايمان، و حتي افراد بي‌ايمان گهگاه به ديدار خانواده خود مي‌آيند. مؤمنان تنها خوبي‌ها و خوشي‌ هاي خانواده خود را مي‌بينند و خوشحال مي‌شوند، و كافران تنها بدي‌ها و ناخوشي‌ها را و غمگين مي‌شوند.»

behruz بازدید : 45 دو شنبه 28 / 05 / 1392 زمان : 2:6قبل از ظهر نظرات ()

سه گام تا رسیدن به رحمت الهی

راه رسیدن به رحمت بی منتهای الهی سه گام بیش‌تر نیست که آیات 54 و 55 سوره زمر آن را به تمام مشتاقان طی این طریق معرفی می کنند.

جزء بیستم و چهارم قرآن کریم که از آیه 32 سوره مبارکه زمر آغاز و به آیه 46 سوره مبارکه فصلت ختم می شود ، در بردارنده آموزه ها و پیام‌های روح افزای الهی است که این نوشته تعدادی از آن‌ها را نقل می کند.
 
تجربه مرگ با خواب روزانه
واقعه مرگ رخدادی است که برای هر انسان فقط یک بار اتفاق می افتد و امکان تجربه دوباره آن وجود ندارد (مگر در مواقع بسیار نادر و خاص مانند رجعت) برای همین، افراد گمان می کنند قبل از وقوع آن نمی توانند تجربه ای از آن داشته باشند.

آیه 42 سوره زمر خط بطلانی بر این گمان کشیده و مرگ را تجربه ای روزانه برای تمام افراد معرفی می کند.

در این آیه مرگ واقعه ای کاملاً شبیه به خواب معرفی شده که در آن خداوند روح افراد را قبض می کند ؛ دقیقاً به مانند قبض روح در مرگ. می فرماید: خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض می کند (اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا) و ارواحی را که نمرده‌اند نیز به هنگام خواب می گیرد (وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا) با این تفاوت که مرگ جدایی کامل روح از بدن است و در خواب جدایی ناقص.

بعد می افزاید: ارواح کسانی را که فرمان مرگ آن‌ها را صادر کرده نگه می دارد (فَیُمْسِكُ الَّتِی قَضَى عَلَیْهَا الْمَوْتَ) که در این‌ها آن جدایی ناقص به کامل تبدیل شده که دیگر از خواب بیدار نمی شوند و ارواح دیگری را که فرمان ادامه حیاتشان را داده به بدن‌هایشان باز می گرداند تا سرآمد معینی (وَیُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى).

دو استفاده از این آیه شریفه:
1. خواب، چهره ضعیفی از مرگ است و مرگ نمونه کاملی از خواب.


2. توجه به این حقیقت که انسان هر بار که می خوابد در آستانه مرگ قرار می گیرد درس عبرتی است بس بزرگ برای او. [1]


آنان که از یاد خدا بدشان می آید
برخلاف مۆمنان که با یاد خدا قلب‌هایشان ترسان می شود [2] (إِنَّمَا الْمُۆْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ )[3] عده ای هم پیدا می شوند که برعکس اینان از یاد خدا بدشان آمده و منزجر می شوند .

این عده که آیه 45 سوره زمر عهده دار بیان آن است می فرماید (وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُۆْمِنُونَ بِالْاخِرَةِ )

این عده از یاد خدا بدشان می آید و از آن منزجر هستند؛ زیرا ایمانی به آخرت ندارند. تأسف بر انگیزتر اینکه وقتی در جمع این عده و یا در گفتگوی با یکی از این‌ها سخنی گفته شود که یاد خدا در آن نباشد؛ سخن از بت‌های عبادی و معبودهای مالی آن‌ها مثل دلار و سکه به میان آید ، بلافاصله گل از چهره شان شکفته و شادمان می شوند (وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ).
 
سه گام تا رسیدن به رحمت الهی
راه رسیدن به رحمت بی منتهای الهی سه گام بیش‌تر نیست که آیات 54 و 55 سوره زمر آن را به تمام مشتاقان طی این طریق معرفی می کنند.

قرآن کریم پس از آنکه در آیه 52 به تمام بندگان گنهکار الهی مژده آمرزش تمامی گناهان را می دهد (إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا) راه بازگشت و دست‌یافتن به رحمت الهی را نیز به آن‌ها آموزش می دهد:

گام نخست : توبه و پشیمانی از گناه و روی آوردن به سوی خدا: در آغاز توصیه می کند که به سوی پروردگارتان بازگردید و مسیر زندگی خود را اصلاح کنید (وَأَنِیبُوا إِلَى رَبِّكُمْ).


گام دوم : ایمان آوردن و تسلیم بودن در برابر فرمان او: در این مرحله دستور این است که در برابر او تسلیم شوید و فرمانش را به گوش جان بشنوید و پذیرا گردید (وَأَسْلِمُوا لَهُ).

گام سوم : عمل صالح: بعد از پیمودن آن دو مرحله نوبت به مرحله سوم می رسد که مرحله عمل است. می فرماید: از بهترین دستوراتی که از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده پیروی کنید (وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَیْكُم مِّن رَّبِّكُم).

در اینکه منظور از این «بهترین چیزى كه از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده» چیست؛ مفسران نظرهای گوناگون دارند. آنچه از همه بهتر به نظر می‌رسد این است که دستوراتی که از سوی خداوند نازل شده مختلف است ؛ بعضی دعوت به واجبات و بعضی مستحبات و بعضی مشتمل بر اجازه مباحات است؛ منظور از احسن، انتخاب واجبات و مستحبات می‌باشد؛ البته با رعایت مراتب آن‌ها. [4]

 اهل تقوا در قیامت، چه حالی دارند؟
از آیه 61 سوره زمر استفاده می شود که اهل تقوا و خداترسان در قیامت به سبب ایمان و اعمال صالحی که در دنیا داشته اند، از مشکلات و گرفتاری های آن روز و آن دنیا نجات می یابند، از هر گزندی که آن روز گریبان‌گیر انسان‌های بی تقوا می شود در امان‌اند.

می فرماید: خداوند کسانی را که تقوی پیشه کردند ، رهایی می‌بخشد و رستگار می سازد [5] (وَ یُنَجِّی اللَّهُ الَّذِینَ اتَّقَوْا بِمَفازَتِهِمْ). سپس در ادامه این فلاح و پیروزی را با دو جمله کوتاه و پرمعنی توضیح می دهد:

1. هیچ بدی به آنها نمی رسد 2. غم و اندوهی به آن‌ها راه نمی‌یابد (لَا یَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ). که این تعبیر کوتاه در حقیقت تمام مواهب الهی را در خود جمع کرده است.

دعاهای حاملان عرش الهی برای اهل ایمان
در آیات 7 تا 9 سوره غافر سخن از فرشتگانی است که حاملان عرش‌اند و دعاهای آن‌ها برای اهل ایمان. 

این آیات در حقیقت برای این نازل شده که به مۆمنان راستین بشارت دهد که شما هرگز تنها نیستید؛ هرگز احساس غربت نکنید؛ حاملان عرش الهی و مقرب‌ترین و بزرگ‌ترین فرشتگان او با شما هم‌صدا و دوستدار و طرفدار شما هستند.

آن‌ها پیوسته برای شما دعا می کنند و پیروزیتان را در این عالم و عالم دیگر از خدا می طلبند و این بزرگ‌ترین وسیله دلگرمی است برای مۆمنان امروز و آن روز و فردا.

می‌فرماید: فرشتگانی که حاملان عرش‌اند و فرشتگانی که در گرداگرد عرش پروردگار قرار دارند تسبیح و حمد خدا می‌گویند، به او ایمان دارند و برای مۆمنان استغفار می‌کنند (الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُۆْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا).

وِرد زبانشان این است که پروردگارا رحمت و علم تو همه چیز را فرا گرفته (تو از گناهان بندگانت با خبری و نسبت به آن‌ها رحیمی) خداوندا! آن‌ها را که توبه کرده اند و در مسیر تو حرکت می کنند را ببخش و بیامرز و آن‌ها را از عذاب دوزخ نگاه دار (رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَیْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ).

و نیز می گویند: پروردگارا! آن‌ها را در باغ‌های جاویدان بهشت که به آن‌ها وعده فرموده ای داخل کن (رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدتَّهُم)

صالحان از پدران و همسران و فرزندان آن‌ها را (وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّیَّاتِهِمْ).

سپس در چهارمین دعایشان در حق مۆمنان چنین می گویند: آن‌ها را از بدی‌ها نگاهدار که هر کس را در آن روز از بدی‌ها نگاه داری مشمول رحمتت ساخته ای (وَقِهِمُ السَّیِّئَاتِ وَمَن تَقِ السَّیِّئَاتِ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ).

behruz بازدید : 23 سه شنبه 15 / 05 / 1392 زمان : 6:25قبل از ظهر نظرات ()

غیر مسلمانان هم به بهشت میروند؟

در مورد قیامت و محاسبه اعمال پیروان غیر اسلامی لازم است گذرا اموری را متذكر شویم،

 بدین شرح:
1 - دین حق در هر زمانی یكی بیش، نیست، بنابر این معنا ندارد بعد از بعثت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و با توجه به خاتمیت آن حضرت، دینی غیر از اسلام مورد قبول درگاه خداوندی باشد (و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه) (1)

2 - رستگاری در جهان آخرت به دو چیز (عمل صالح و اعتقاد راستین به خدا) وابسته است. اگر فردی از عمل پسندیده بهره‏مند باشد و نسبت به مبدأ و قیامت باوری درست داشته باشد و به تعبیر قرآن از قلبی سلیم بهره‏مند باشد، در قیامت رستگار می‏گردد. "یوم لا ینفع مال  و لا بنون إلّا من أتی اللَّه بقلب سلیم".(2)

3 - در جهان بینی اسلامی این باور آمده است كه خداوند با بندگانش به عدل حكم می‏كند و به متقضای آن عذاب الهی بعد از اتمام حجت است، یعنی خداوند حكیم و عادل بعد از آن كه راه حق را برای انسان‏ها تبیین نمود (توسط حجت‏های باطن و ظاهری) آن گاه آنان را به حساب و كتاب عمل فرا می خواند. (ماكنا معذّبین حتی نبعث رسولاً)

به مقتضای این آیه كسانی كه حجت بر آنان تمام نشده است و نتوانستند دین حق را بشناسند و در نتوانستن تقصیری نداشتند، از این جهت مشمول عذاب الهی قرار نمی‏گیرند.

4 - در فرهنگ اسلامی كفر چند معنا دارد كه یكی از آن‏ها عناد و انكار حقایق است و این در قیامت باعث عقوبت می‏گردد، نه كفری كه از روی نادانی و از قصور و استضعاف فكری باشد كه در این صورت ممكن است مشمول رحمت الهی قرار گیرد.(4)

5 - هر فعلی دو جنبه دارد: یكی از جهت وجود خارجی آن و دیگری از جهت وجود داخلی یا انگیزه فاعل و نیّت. فعلی كه از هر دو جهت خوب و ارزشمند باشد، یعنی هم از حُسن فعلی بهره‏مند باشد(مانند خدمت به مردم) و هم از حُسن فاعلی (یعنی با انگیزه الهی و به خاطر خدمت به مردم)، چنین فعلی آدمی را در قیامت رستگار می‏كند. حال اگر عملی از غیر مسلمان از حُسن فعلی و حُسن فاعلی بهره‏مند باشد، به مقتضای حكم عقل و روایات اسلامی احتمال نجات در این گونه افراد وجود دارد.(5)


6 - یك سری امور ممكن است اعمال پسندیده را نابود كند كه از آن‏ها به "حبط اعمال" یا آفت اعمال یاد می‏شود، ممكن است غیر مسلمان كار خوبی انجام دهد و در پی حق باشد، ولی بعد از آن با ارتكاب یك سری امور، اعمال خوب گذشته‏اش را نابود كند. (6)

با بیان این امور می‏گوییم: اگر بعد از بعثت پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) غیر مسلمان(اعم از یهودیان، مسیحیان و دیگران) كه:

اولاً: در پی شناخت و یافتن دین حق برآیند، نه در پی انكار و عناد، و بدون این كه تقصیری داشته باشند، نتوانند به حقانیت دین اسلام نایل گردند،

ثانیاً: با شناختی كه به حقانیت دینشان دارند، حال دینشان دین حضرت مسیح باشد یا دین حضرت عیسی و یا غیر آن به دستورهای آن نیز پای بند باشند،

ثالثاً كارهایی كه انجام می‏دهند، هم از حسن فعلی بهره‏مند باشند و هم از حسن فاعلی،

رابعاً: بعد از آن كارهای نیكشان به آفت‏ها (؛ یعنی حبط اعمال) دچار نشده باشد: در این صورت این گونه افراد كه به تعبیر شهید مطهری مسلمان فطری هستند) (7) بعید نیست در آخرت در زمره نجات یافتگان از دوزخ قرار گیرند. این به مقتضای عدل و حكمت خداوندی است كه روایات اسلامی این سخن را تصدیق می‏كند(8)


شهید مطهری در این باره می‏گویند: "اگر كسی دارای صفت تسلیم باشد و به عللی حقیقت اسلام بر او مكتوم مانده باشد و او در این باره بی تقصیر باشد، هرگز خداوند او را معذّب نمی‏سازد، او اهل نجات از دوزخ است" (9) نیز گفته است:

 

"به نظر من اگر افرادی یافت شوند كه نیكی به انسان‏های دیگر و حتی نیكی به یك جاندار اعم از انسان یا حیوان را بدون هیچ چشم انتظاری انجام دهند و حتی در عمق وجدان خود از آن جهت خدمت نكنند كه چهره خود را در آیینه وجود محرومین می‏بینند، یعنی ترس از این كه روزی چنین سرنوشتی داشته باشند، عامل محرك آن‏ها نباشد، بلكه طوری انگیزه احسان و خدمت در آن‏ها قوی باشد كه اگر بدانند هیچ گونه سودی عاید آن‏ها نمی‏شود، حتی یك نفر هم از كار آن‏ها آگاه نمی‏گردد و احدی به آن‏ها یك "بارك اللَّه" هم نخواهد گفت، باز هم آن كار خیر را انجام می‏دهند و تحت تأثیر عادت و امثال آن هم نباشد، باید گفت:

در عمق ضمیر این انسان‏ها نوری از معرفت خداوند هست و به فرض این كه به زبان انكار كنند، در عمق ضمیر اقرار دارد، افكارشان در واقع و نفس الامر انكار یك موهومی است كه آن را به جای خدا تصور كرده‏اند و یا انكار یك موهوم دیگری است كه آن را به جای بازگشت به خدا و قیامت تصور كرده‏اند ،نه انكار خداو معاد واقعی... بنابر این بعید نیست كه این گونه كسان واقعاً و عملاً در زمره اهل كفر محشور نگردند، هر چند لساناً منكر شمرده می‏شود، واللَّه اعلم"(10)

behruz بازدید : 38 پنج شنبه 10 / 05 / 1392 زمان : 5:30قبل از ظهر نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
سلام به شما بازدید کنندگان گرامی سایت نیک نگار هدف دارد هر گونه اطلاعات رو برای شما عزیزان به نمایش بگذارد شما میتوانید درخواست بدید و درباره ی موضوعی که شما دوست دارید مطالب بذاریم. مدیر سایت : بهروز نوروزی
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات
    نویسندگان
  • behruz
  • niknegar
  • آرشیو
  • 1394
  • 1392
  • نظرسنجی
    از این سایت راضی هستید؟


    نظر شما درباره این سایت چیست؟





    اس ام اس نیک نگار

    سلام عزیزان

    شما می توانید با ارسال اس ام اس های زیبای خود به سایت نیک نگار آن ها را به نمایش بذارید.

    شما میتوانید از بخش نظرات یا شماره تلفن 09391479581 اس ام اس هایتان را ارسال کنید و لطفا اسم و نام شهرتون رو هم بنویسید.

    با تشکر مدیر سایت

    اس ام اس شماعزیزان
    زندگی جون از شهرضا: پسری پدرش رو به خاطر پیری و اینکه همسرش از دست پدر شوهرش خسته شده بود داخل سبدی پشت خودش گذاشت و در دهکده ای دور دست رها کرد. چند سال گذشت و پسره پیر شد عروس و پسرش خسته شده بودند و با همان سبد به همان دهکده بردند، پدر به پسر گفت : این سبد را نگهدار پسرت به آن احتیاج پیدا میکند!!!


    رضا جون از اردبیل: به سلامتی بی سوادی که بهش گفتن عشق چند حرفه گفت 4 حرف و بهش خندیدن ولی هیچ کس نفهمید عشق اون( رفیق ) بود...


    مریم جون از گرگان: سلامتی اون صبحی که وقتی بیدار میشی خودشو بغل کرده باشی ن یادشو.


    فاطمه جون از شیراز: هر کی عاشق میشه میگه میمیرم برات، چرا یکی نمیگه میمونم باهات...

    آمار سایت
  • کل مطالب : 1231
  • کل نظرات : 33
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 6
  • آی پی امروز : 16
  • آی پی دیروز : 6
  • بازدید امروز : 39
  • باردید دیروز : 11
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 50
  • بازدید ماه : 687
  • بازدید سال : 11,117
  • بازدید کلی : 141,194